نمایش قدرت و اقتدار بچه های وست ویژن در کوه
یکبار دیگر امروز ما به کوه رفتیم صبح بود قبل از سپیده همه یکجا جمع شدیم
قرارمون ساعت ۶ صبح بود نفرات همینطور در حال اضافه شدن بود که در میان جمع
چشممان به آقای تایماز ولی زاده افتاد که به دعوت ما برای اولین بار حضور پیدا کرده
بودند بسیار خوشحال شدیم عده ای از کاشان و یزد با خانواده نیمه شب حرکت کرده بودند
تا با ما همراه شوند و این طبیعت زیبا را در کنار یک دنیا صفا و یکدلی تجربه کنند.
چیزی نگذشت که آقای شهروز زرگری به همراه آقای محسن ابراهیمی و مجید عادلی هم به
جمع یاران اضافه شدند جمعیت حدود ۱۱۰ نفربود که این افراد همگی برای رسیدن به
موفقیت حاضر به پرداخت بهای کندن از رختخواب در این سرما شده بودند.اینان همگی
پلاتینیوم های آینده وست بودند حرکت به سمت کوه آغاز شد با یک جهان نشاط و طراوت .
پس از یک ساعت پیاده به مقصد رسیدیم. طبق معمول من که به همراه خودم نان سنگک
داغ آورده بودم بساط صبحانه گروه را فراهم آوردیم که حدود ۴۵ دقیقه طول کشید بعد
ازسلف صبحانه نوبت به سلام رسید من سلام دادم بازتاب سلامم، سلام ۱۱۰ نفر آدم پر
نشاط و انرژی بودخودتان میتوانید تصور کنید که چه صدایی دل کوه را در آن سپیده صبح به
لرزه میاورد. پس از خیر مقدم به عزیزان به آنان گفتم که خودشان را تشویق کنند بخاطر
حضورشان چرا که اینان از بین صدها هزار وست ویژنی، مشتاق رسیدن به موفقیت هستند
و با این حضور بهای موفقیت را پرداخته اند و همچنین از آقایان شهروز زرگری و تایماز ولی
زاده هم تشکر کردم به خاطر حضور پر رنگشان سپس بچه های پر انرژی کسانی که
حرفی برای گفتن داشتند به جایگاه می آمدند و پیام خود را با سلام ابلاغ میکردند. شاید
بزرگترین آرزوی بچه ها این بود که یکروز مدیر عامل شرکت وست ویژن هم در جمع ما
حضور داشته باشد که ناگهان صدایی گفت بچه ها مهندس!!
که ناگهان دیدیم جناب مهندس بابایی به همراه آقای آرش رزقی از پله ها بالا آمدند هیچکس
از آمدن این عزیزان خبر نداشت همگی غافلگیر شدیم و اشک شادی بود که سرازیر میشد
مگر میشود در این وقت صبح مدیر عامل پر تلاشمان در جمع ما حضور داشته باشد آری
خودش بود و با سلام ما آشنا بود یکبار دیگر همنوا شده و سلام دادیم. ایشان با اظهار لطف
نسبت به عزیزانی که از گوشه و کنار این مرز وبوم در این هوای سرد جمع شده بودند تا پیام
با هم بودن و با هم کار کردن و با هم ثروتمند شدن را تجربه کنند را میهمان بیان شیرین
خود کردند . با سخنان پر از امید و انرژی مهندس شادی زائدالوصفی گروه را فرا گرفت و در
پایان بچه ها با جناب مهندس صمیمانه به گفتگو پرداختند . این فرصتی بود که نصیب سحر
خیزان شد .و صد حیف که از دست کسانی که خواب را ترجیح میدهند رفت. حال شما تصاویر
را نظاره کنید.















