تبليغاتX
TEAM - KAVIAN

تلاش و کوشش شادی آفرین هستند

حشرات و حيوانات تقريباً هميشه مشغول كارند، تدارك زمستان را مي بينند، آماده بهار مي شوند، خودشان را مي شويند، آشيانه را تميز مي كنند وبه بچه هايشان غذا مي دهند. آنها كاملاً زنده و متحركند وبه نظر مي رسد كه كاملاً راضي و خشنود هم باشند.

 از حيوانات نيز مي توان درس گرفت.  درس بگيريم كه براي شاد زيستن به تلاش نياز است. وقتي غفلتي مي كنيم پيشرفتي در امور حاصل نمي شود و اين چيزي است كه هر دانشجويي در مورد ذهن خود و هر ورزشكاري در مورد بدن خود مي داند.

ما نياز به تلاش داريم زيرا طبيعت انسان آنرا طلب مي كند، زيرا تلاش ، امتياز  و اشتياق انسان براي  يادگيري ، خود آزمايي، آزمايش و تجربه است. اشتباه اغلب مردم اينجاست كه  تنها براي رسيدن به اهداف نهايي كار مي كنند و از نفس كار كردن لذت نمي برند، به همين خاطر است كه وقتي به اهداف مورد نظر خود نمي رسند دچار يأس و افسردگي  مي شوند، در صورتيكه بايد هر كاري را كه انجام مي دهيم صرفاً به خاطر انجام دادن آن لذت ببريم و آن وقت است كه رسيدن به هر نتيجه اي براي ما در حكم گرفتن جايزه است.

پس بياييد  از همين لحظه تصميم بگيريم كه  به خاطر عشق به كار كردن ، كار كنيم  و اين نيز مانند شاد بودن نياز به يك تصميم قاطع دارد. چرا كه راز  شاد زيستن انجام دادن آنچه دوست مي داريم نيست بلكه دوست داشتن آن چيزي است كه انجام مي دهيم.

هيچ چيز در دنيا نمي تواند جاي پافشاري و پشتكار را بگيرد. ذوق و استعداد هم نمي تواند، نبوغ هم نمي تواند، تحصيلات هم نمي تواند كه جهان ر از تحصيل كردگان  منزوي است. تنها پا فشاري و عزم است كه حرف آخر را مي زند.

روزي پس از اجراي برنامه از يك نوازنده بزرگ ويلن ، خانمي به نوازنده گفت:” من حاضر بودم تمام زندگيم را بدهم تا بتوانم مثل شما ويلن بزنم “. نوازنده لبخندي زد و گفت :” من هم همين كار را  كردم“. راه ديگري وجود ندارد، براي بهتر شدن  هر چيز، بايد خود ما بهتر شويم. فردا بسيار شبيه امروز خواهد بود مگر آنكه تلاش  را بر آن بيافزائيم .

اكثريت كساني كه شروع به يادگيري يك الت مو سيقي مي كنند، خيلي زود از ادامه آن مأيوس مي شوند. چند نفر را مي شناسيد  كه بتوانند كمي پيانو يا گيتار بنوازند؟ مردم معمولاً مدتي تلاش مي كنند اما چون نتايج به كندي ظاهر مي شود مأيوس مي شوند. كساني كه تصميم به پس انداز مي گيرند مأيوس مي شوند اما تمام نكته اينجاست  كه اگر ما به آنچه كه انجام مي دهيم چنگ بياندازيم  در زماني بسيار كوتاه بر اكثريت مردم پيشي خواهيم گرفت.

اديسون مي گويد:” يك درصد نبوغ است، نود و نه درصد بقيه اش به تلاش و پشتكار شما بستگي دارد. من هرگز هيچ كار ارزشمندي را تصادفي انجام نداده ام و تمامي اختراعات من با كار و تلاش خستگي نا پذير بدست آمده اند“.

ميكل آنژ يكي از بزرگترين نقاشان و مجسمه سازان تمامي اعصار گفته است:” اگر مردم مي دانستند كه مهارت من از چه تلاش هاي طاقت فرسايي بدست آمده، اين مهارت ديگر هرگز آنها را به شگفتي وا نمي داشت“.

اما مواقعي هم هست كه دست از تلاش كشيدن و پا فشاري نكردن بهترين كار است. وقتي  كشتي در حال غرق شدن است ديگر وقت بيرون پريدن است و نبايد كله شقي كرد. اگر از شغل خود بيزاريد، اگر محل زندگي خود را دوست نداريد يا در جاي ديگر مو قعيت هاي بهتري براي خود مي بينيد، بهترين راه بيرون زدن است.

+ نوشته شده توسط ع-د در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 22:35 |

ضربات كوچك و منظم ؛ درختان عظيم

 

را از پائ در مئ آورد

 

 هر كس خود را نصيحت نكند به

 

 

نصيحت ديگران محتاج است

 

 

همواره در راهئ كه مئ خواهيم برويم نبايد از موانع و دشوارئ ها ترسيد .

 

 مهم اين است كه شما كارتان را انجام دهيد ؛ توانايئ به دنبالش خواهم

 

 آمد . وقتئ تصميم به كارئ گرفته ايد يعنئ چرخهائ فكرئ و روحئ و

 

 جسمئ شما روبه جلو حركت مئ كنند ؛ پس نگران چيزئ نباشيد و به

 

 جائ نگاه كردن به پشت سر به جلو بنگريد تا مزاحم حركت چرخها نشويد .

 

 مشكل خود را بيش از اندازه بزرگ نكنيد ؛‌ پيشرفتهائ كوچك نيز مهم

 

 هستند . بايد شهامت اشتباه كردن و ناكام ماندن را داشته باشيد ؛ چرا كه

 

 اشتباه رفتن بهتر از ماندن در نقطه ائ ثابت است .

 

 برائ جلوگيرئ از احساس درماندگئ مزمن و منفئ نگرئ بايد اهداف

 

 پلكانئ و دست يافتنئ برائ خود درنظر بگيريم تا با رسيدن به هر يك از

 

 اهداف ؛ احساس رضايت ناشئ از آن انگيزه ائ برائ ادامه حركت به ما

 

 بدهد . يادتان باشد خوشبختئ هدف تمام انسانهاست ؛ اما آن هم نمئ

 

 تواند موكول به حل يك مسله باشد ؛ زيرا با حل هر مساله ائ يك مورد ديگر

 

 برائ نگرانئ وجود دارد . زندگئ مجموعه ائ از مسائل است . پس اگر مئ

 

 خواهيد خوشبخت باشيد           با تشکر از امیرحسین شعبانی

 

+ نوشته شده توسط ع-د در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت 23:15 |

چرا نتورک مارکتینگ؟

مقدمه

 

Network Marketing  مدل تجارت قرن 21 است .تنها در آمریکا هر ساله بیش از 10 میلیارد دلار کالا و خدمات از طریق این صنعت عرضه می گردد و هر روزه افراد و شرکتهای بیشتری به آن می پیوندند.

 

می پرسید چرا؟ زیرا شانس برابری به همه افراد برای کسب ثروت ، موفقیت ، استقلال و امنیت میدهد.

 

شرکتهای NetworkMarketingمحصولی را که خود تولید کرده اند می فروشند (البته گاهی ممکن است شرکتی محصولاتش را برای فروش به آنها واگذار کند). بازاریابی و فروش محصولات توسط توزیع کنندگان مستقل صورت می گیرد و در مقابل، شرکت بابت بازاریابی به افراد پاداش یا پورسانت می دهد.

شبکه توزیع کنندگان محصولات به تدریج هم از نظر قدرت و هم حجم افزایش می یابد اما این افزایش بعد از اولین عضوگیری ، فقط محدود به تلاش یک نفر نیست . البته در آغاز، تلاش و زمان زیادی برای ساختن یک گروه یا زیر مجموعه خوب لازم دارید ، که گاهی یک تا دو سال به طول می انجامد اما این مدت با آموزش صحیح بسیار کمتر می شود. این فکر که Network Marketing شما را " یک شبه ثروتمند می کند" از ذهنتان دور سازید. علاوه بر این هرگز تصور نکنید Network Marketing به معنی "کار نکردن " است چون اینطور نیست.

همه ما روزانه به نوعی Network Marketing را بکار می بریم . مثلا وقتی از غذای یک رستوران لذت برده اید و به دوستتان توصیه می کنید غذای فلان رستوران را امتحان کند . اگر دوست شما هم، آنجا را به نفر سومی معرفی کند و رستوران بابت این بازاریابی به شما و دوستتان پاداش بپردازد یک طرح Network Marketing پیاده شده است. در این حالت شما یعنی اولین معرف، یک بالاسری یا Up Line  و دو نفر دیگر، DownLine شما یا زیرمجموعه نامیده می شوند. فرض کنیم هزینه متوسط شام در یک مکان با امکانات تفریحی  50 دلار باشد . و شما این مکان را به 5 نفر معرفی کنید و آنها هم به 5  نفر دیگر . یعنی در مرحله چهارم حدود 780 نفر داریم که در مجموع 39،000 $ فروش رستوران می باشد  و اگر به شما 10% پاداش دهد حدود 3،900$ دریافت می کنید و اما اگر این افراد مجددا به رستوران بروند باز هم 10% پاداش خواهید داشت . به نظر شما این عالی نیست؟ عملکرد Network Marketing چنین است.

شرکتهایی که به روش بازاریابی شبکه ای محصولات خود را عرضه می کنند ، درآمدهای اینچنینی را بابت حذف هزینه بالای تبلیغات به افراد می دهند . این شرکتها فقط زمانی پاداش می دهند که مشتری جدید یک خرید کرده باشد. این پاداش شامل کلیه خریدهای غیر مستقیم،  یعنی آنچه توسط زیر مجموعه ها انجام می شود هم می گردد .

تاریخچه مختصری از Network Marketing             ( بقیه در ادامه مطلب)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ع-د در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 2:4 |

پيش‌نياز پيروزي‌ها

از شكست نهراسيد!

از سقوط نهراسيد!

شكست‌هاي پي‌درپي نشانه‌ي زنده بودن و پويايي شماست.

تنها در گورستان است كه هيچ‌كس شكست نمي‌خورد.

شكست، پيش‌نياز پيروزي است .

از تنه‌ي درختي كه مي‌شكند و سقوط مي‌كند، شاخه‌هاي متعددي سر برمي‌آورد و هر كدام به درختي شكوهمند بدل مي‌شوند.

بدون شك، شكست درخت، سبب رشد و موفقيت و زياد شدن آن است.

اما:

درختي كه شكست، هرگز گريه نمي‌كند، افسرده نمي‌شود و به در و ديوار لعنت نمي‌فرستد.

بلكه آرام و صبور مي‌ماند تا جوانه بزند.

و اين‌بار سبزتر، وسيع‌تر و پرثمرتر به‌ آسمان مي‌رود!

آهاي شكست‌خوردگان! بپاخيزيد.

به گمان خويشتن، اگر شكست خورده‌ايد،

مثل تنه‌ي درخت، فقط آرام و خون‌سرد باشيد تا دوباره جوانه بزنيد، سبز شويد و به آسمان برويد!

سبزتر، جوان‌تر و وسيع‌تر!

از سقوط نهراسيد.

از شكست نهراسيد!

شكست و سقوط، پيش‌نياز  سرسبزي و  آسماني شدن است!

 

+ نوشته شده توسط ع-د در جمعه دهم اسفند 1386 و ساعت 19:20 |
آيا دوست داريد يك ليدر خوب باشيد ؟
 
چگونه مي توان يك ليدر خوب بود ؟
ليدران خوب داراي خصوصيات خاصي هستند از جمله :
·         ايجاد انگيزه , هيجان و تشويق زيرمجموعه ها , به سوي موفقيت .
·         برقرار سازي رابطه مثبت و سازنده با زيرمجموعه ها .
·         ادغام كردن آموزش و رهبري در جهت آماده سازي زيرمجموعه ها .
ليدران خوب هميشه جواب تمام سوالها را ندارند , اما تيمي دارند كه با هم مي توانند به تمام جوابها برسند .
فراموش نكنيد : در فوتبال و تجارت , اين مربي است كه به تيم انگيزه مي دهد .
 يك ليدر خوب , ترتيبي ميدهد تا در طول كار هر كدام از زيرمجموعه ها كمترين ضرر و بيشترين فايده را ببرند .
آيا شما يك ليدر خوب هستيد ؟
وقتي فرد جديدي را وارد مي كنيد , دقت كنيد تا :
·        از كار خود آگاهي كامل داشته باشد .
·         انتظارات شغل خود را بداند .
·         توانايي برقراري ارتباط با زيرمجموعه هاي ديگر را داشته باشد .
·         انگيزه كار خود را درك كرده باشد .
·         نيروي خود را جهت موفقيت خود و در نهايت , موفقيت كمپاني به كار ببندد .
 
منصف باشيد . فراموش نكنيد , هنگامي كه همگان مي دوند زيرمجموعه هايي هستند كه قدمهاي كوچك برميدارند . با انگيزه , شـــــــوق و رابطه ي دلگرم كننده , به آنها كمك كنيد و مطمئن باشيد كه : تيم شما پيروز مي شود .
 
+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 2:8 |
گاهی به نگاهت نگاه کن !
 
اینشتین می گفت :" آنچه در مغزتان می گذرد ،جهانتان را می آفریند. "
 
استفان کاوی (از سرشناسترین چهره های علم موفقیت)احتمالا با الهام از همین حرف اینشتین است که می گوید :" اگر می خواهید در زندگی و روابط شخصی تان  تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می خواهد قدمهای کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی تان ایجاد کنید باید نگرشها و برداشتهایتان را عوض کنید ."
 
 او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی ،ملموس تر می کند :" صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم . تقریبا یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود  و  در مجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد . بچه هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می کردند . یکی از بچه ها با صدای بلند گریه می کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می کشید و خلاصه اعصاب همه مان توی اتوبوس خرد شده بود . اما پدر آن بچه ها که دقیقا در صندلی جلویی من نشسته بود،  اصلا به روی خودش نمی آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض باز کردم که : آقای محترم ! بچه هایتان واقعا دارند همه را آزار می دهند . شما نمی خواهید جلویشان را بگیرید ؟ مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می افتد  کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت : بله ، حق با شماست . واقعا متاسفم . راستش ما داریم از بیمارستانی برمی گردیم که همسرم ، مادر همین بچه ها ٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است . من واقعا گیجم و نمی دانم باید به این بچه ها چه بگویم . نمی دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد ."
 استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می پرسد :" صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ " و خودش ادامه می دهد که:" راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به ان مرد گفتم : واقعا مرا ببخشید . نمی دانستم . آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و....
 اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می تواند تا این اندازه بی ملاحظه باشد ٬اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم ."
 
" حقیقت این است که به محض تغییر برداشت ٬ همه چیز ناگهان عوض می شود . کلید یا راه حل هر مسئله ای این است که به شیشه های عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه ای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است که به آن معنا و مفهوم می دهد."
 
دکتر کاوی با این صحبتش آدم را به یاد بیت زیبای مولانا می اندازد که :
 
" پیش چشم ات داشتی شیشه ی کبود
لاجرم عالم کبودت می نمود "
 
 
شاد باشید
+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 1:44 |
روی موارد زیر فکر کنید :
 
- سقراط را "فاسد کننده ی جوانان" می نامیدند.
 
- زمانی که پیتر جی. دانیل در کلاس چهارم درس می خواند٬ معلمش - خانم فیلیپس- مدام به او می گفت :" پیتر! تو اصلا خوب نیستی ٬تو یک سیب زمینی گندیده ای که هرگز به جایی نخواهی رسید ." پیتر تا سن 26 سالگی کاملا بی سواد ماند. یکی از دوستانش تمام شب پیش او می ماند و برایش کتاب می خواند. او حالا مالک کل خیابانی است که زمانی در آنجا می جنگید و در آنجا بود که آخرین کتاب خود به نام " خانم فیلیپس  شما اشتباه می کردید!" را به چاپ رساند.
 
- لوئیزا می آلکوت ٬ نویسنده ی کتاب " زنان کوچک" از طرف خانواده اش تشویق می شد که به عنوان پیش خدمت یا خیاط  کاری برای خود دست و پا کند.
 
- بتهوون ویولن را به طرز ناشیانه ای حمل می کرد و به جای اصلاح تکنیک خود ترجیح می داد که به نواختن ساخته های خود بپردازد. استادش او را یک آهنگساز مایوس می نامید.
 
- والدین انریکو کاروسو٬ خواننده ی مشهور اپرا ٬از او می خواستند که مهندس شود . استاد او اعتقاد داشت که او اصلا صدای خوبی ندارد و قادر به آواز خواندن نیست.
 
- چارلز داروین ٬ پدر نظریه ی تکامل٬ حرفه ی پزشکی را رها کرد. پدرش اظهار نمود :" تو به هیچ چیز جز تیر اندازی و گرفتن سگ ها و گربه ها علاقه نداری." داروین در زندگینامه ی خود نوشته :" همه ی استادان و پدرم بر این عقیده بودند که من از نظر هوشی یک پسر کاملا عادی و زیر استانداردهای معمولی هستم."
 
- ویراستار روزنامه ای٬ والت دیسنی را به خاطر نداشتن فکر و اندیشه اخراج کرده بود. والت دیسنی قبل از احداث دیزنی لند چندین بار ورشکست شده بود.
 
- آموزگاران توماس ادیسون اظهار می داشتند که او به قدری کودن است که قادر به یادگیری نیست. وی مبتلا به دیسلکسی بود.
 
- انیشتین اولین کلمات خود را با 3 سال تاخیر در سن 4 سالگی بیان کرد. آموزگارانش در مورد او می گفتند :" کند ذهن ٬ غیر اجتماعی و کسی که همواره دستخوش رویاهای احمقانه است." از مدرسه اخراج شد و مدرسه ی پلی تکنیک زوریخ نیز از نام نویسی او امتناع ورزید.
 
- لوئیس پاستور قبل از تحصیلات دانشگاهی یک دانش آموز متوسط بود و در درس شیمی بین 22 نفر ٬پانزدهمین نفر بود.
 
- اسحاق نیوتن در مدرسه ی ابتدایی شاگرد بسیار ضعیفی بود.
 
- پدر رودین مجسمه ساز در مورد او گفته بود :" من به جای یک پسر٬ یک احمق دارم ." رودین بدترین شاگرد مدرسه شناخته شده بود و مدرسه ی هنرهای زیبا نیز سه بار از ثبت نام وی اجتناب کرده بود. عمویش او را غیر قابل آموزش تصور می کرد.
 
- لئو تولستوی٬ نویسنده ی رمان مشهور "جنگ و صلح" در امتحانات دانشگاه مردود شد. او را بی میل و ناتوان در یادگیری توصیف کرده بودند.
 
- کارفرمایان اف. دبلیو. وولورث ٬ تاجر مشهور آمریکایی٬ اظهار داشته اند که او به قدری گیج و کودن بود که حتی قادر به انجام امور پیش خدمتی هم نبود.
 
- مورخین ورزش دنیا بر این عقیده اند که بیب روث بزرگترین قهرمان بیسبال دنیا است. او نه تنها رکورد توپ زنی به هدف ٬بلکه رکورد توپ نزنی به هدف را هم شکسته است !
 
- وینستون چرچیل در کلاس ششم مردود شد . او پس از پشت سر گذاشتن عمری از شکست ها زمانی به نخست وزیری انگلستان رسید که 62 سال سن داشت.
 
- 18 ناشر از چاپ داستان 10000 کلمه ای ریچارد باخ به نام " جاناتان ٬ مرغ دریایی " که درباره ی یک مرغ دریایی بلند پرواز است٬ امتناع کردند تا این که سر انجام در سال 1970 توسط انتشارات مک میلان به چاپ رسید . از این کتاب تا سال 1975 بیش از هفت میلیون نسخه تنها در آمریکا به فروش رسید.
 
 
 
اگر بخواهیم٬ فقط و فقط اگر بخواهیم٬
برای انجام هیچ کاری دیر نیست ٬
هیچ کاری غیر ممکن نیست ٬
هیچ نتیجه ای دور از دسترس نیست.
 
 
شاد باشید
+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 1:21 |

                                                      آرزو و امید

روزي حضرت عيسي ( ع ) در محلي نشسته بود . پيرمردي داشت زمين را براي زراعت آماده مي كرد . حضرت گفت :" خدايا ! آرزو را از دل اين مرد زايل كن ."

همان دم پيرمرد بيل خود را به يك طرف انداخت و روي زمين خوابيد . ساعتي گذشت ، عيسي ( ع ) باز گفت :" خداوندا ! دوباره آرزو وامـــــــيد را به او برگردان ."

ناگاه پيرمرد از جا برخاست و شروع به كار كرد . حضرت از او پرسيد :" چه شد بيل را بر زمين گذاشتي و باز بعد از ساعتي ، آن را برداشتي و به كار مشغول شدي ؟"

پيرمرد گفت :" در حين كار كردن با خودم گفتم تا كي بايد زحمت بكشي ؟ تو پير و از كار افتاده اي ، شايد اجل همين الان به سراغت بيايد . با اين انديشه ، از كار دست كشيدم ." وقتي روي زمين دراز كشيده بودم ، با خود گفتم :" حالا كه زنده هستي ، بايد كار كني و زاد و توشه اي فراهم آوري ." اين بود كه باز بيل را برداشتم و مشغول به كار شدم .

با استقامت مي توان امــــــيدوار بود و با امـــــــــيد مي توان پايداري كرد . كسي كه از رسيدن به مقصود ناامــــــيد شده و استقامت نداشته باشد ، همه ي مشكلات را غيرقابل حل مي بيند ، چرا كه امـــــــيد لازمه ي تداوم زندگي است .

ويكتورهوگو معتقد است :" امـــــــيد در زندگي انسان همان قدر اهميت دارد كه بال براي پرندگان ."

دهخدا مي گويد :" امـــــــيد و آرزو آخرين چيزي است كه دست از گريبان بشر بر مي دارد."

+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 0:15 |

هيجان

Power of Fear

 

اولين قانون طبيعت اين است كه تو از هر چه هراس داشته باشي همان را به طرف خودت جلب مي كني.

چرا؟!

هيجان قدرتي دارد كه جذب ميكند .تو از هر چه شديدا بترسي آن را تجربه خواهي كرد .مثلا حيوان فورا متوجه ميشود كه تو از او وحشت داري. هيچكدام از اين ها تصادفي اتفاق نمي افتد .تصادفي در عالم هستي وجود ندارد. هيجان انرژي در حركت است. وقتي تو انرژي را جا به جا مي كني انرژي ايجاد ميكني. اگر به اندازه كافي انرژي جا به جا كني ماده به وجود مي آ وري . ماده انرژي متراكم است كه جا به جا شده و به آن فشار وارد شده است.

فكر انرژي خالص است . هر فكري كه تو اكنون داري يا قبلا داشتي يا در آينده خواهي داشت خلاق است. انرژي حاصل از فكر هرگز نمي ميرد .اين انرژي از فكر تو و ذهن تو وارد عالم هستي مي شود و براي ابد ادامه پيدا مي كند. همه افكار به هم مربوط هستند. افكار با هم تلاقي پيدا مي كنند. در مسير اعجاب انگيزي از انرژي با هم تقاطع پيدا مي كنند و نقش بديع و زيبايي از پيچيدگيهاي غير قابل باور به وجود مي آورند . همات طور كه دو چيز مشابه همديگر را جذب مي كنند دو انرژي مشابه هم يكديگر را جذب مي كنند .و توده اي از انرژي مشابه به وجود مي آورند.

بنابراين حتي افراد معمولي اگر فكرشان(دعا. اميد. آرزو . .رويا .ترس) به اندازه كافي قوي باشد ميتوانند نتايج شگفت انگيزي را به وجود آورند.

زندگي نميتواند به هيچ طريق ديگري خودش را نشان دهد جز آن طريقي كه تو تصور ميكني خودش را نشان خواهد داد .تو با فكر كردن خلق مي كني.

پس هميشه به بهترينها فكر كن!!

+ نوشته شده توسط ع-د در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 0:50 |