تبليغاتX
TEAM - KAVIAN


داستان يك محبت

يك روز صبح زود از خواب برخاستم تا طلوع آفتاب را تماشا كنم. به راستي كه ز يبايي آفرينش خدا وصف ناپذير بود. نگاه مي كردم و خداوند را براي كار عظيمش مي ستودم . در حالي كه نشسته بودم حضور خداوند را در كنار خود احساس كردم او از من پرسید:« آيا مرا دوست داري؟».

جواب دادم:«البته! تو خداوند و خداي من هستي.»

بعد پرسيد:« آيا اگر از نظر جسمي مفلوج بودي، باز هم مرا دوست داشتي؟» پريشان خاطر شدم. به دستها، پايها و مابقي اعضاي بدنم نگاه كردم و به خود گفتم: از انجام كارهاي زيادي ناتوان خواهم شد. كارهايي كه الان بسيار طبيعي به نظر مي رسند. اما با اينحال چنين جواب دادم:« كمي مشكل خواهد بود ولي باز هم تو را دوست خواهم داشت.»

 خداوند چنين ادامه داد:« آيا اگر نابينا بودي، باز هم آفرينش مرا دوست داشتي؟» كمي فكر كردم. «چطور مي توانستم چيزي را كه نمي بينم دوست داشته باشم؟ » اما در همين حال به ياد نابينايان زيادي افتادم كه اگر چه نمي ديدند، ولي باز هم خداوند و آفرينش او را دوست داشتند. پس جواب دادم:« فكر كردن در اين مورد كمي مشكل است ولي باز تو را دوست خواهم داشت.»

خداوند از من پرسيد :« اگر ناشنوا بودي چطور، آيا به كلام من گوش مي كردي؟»

چطور مي توانم چيزي را كه نمي شنوم، گوش كنم!

اما فهميدم ، گوش كردن به كلام خداوند فقط با گوشها صورت نمي گيرد بلكه با قلب هم انجام مي شود.

جواب دادم:« اگر چه مشكل است ، ولي باز به كلام تو گوش خواهم كرد.»

خداوند بار ديگر پرسيد:« آيا اگر لال بودي باز هم مرا مي پرستيدي؟» چطور ممكن است بدون داشتن صدا خداوند را بپرستم؟

ناگهان اين عبارت به ذهنم خطور كرد: خداوند را با تمامي دل و جان مي پرستم. پرستش خداوند تنها سرود خواندن نيست ، شكر گذاري هاي قلبي ما، زماني كه شرايط سخت است خود نوعي پرستش است.

سپس چنين جواب دادم :« حتي اگر جسماً هم نتوانم تو را بپرستم ، باز اسم تو را خواهم ستود.»

بلافاصله خداوند پرسيد :« آيا با تمامي قلب خود مرا دوست داري؟»

با شجاعت و اطمينان قلبي فراوان ، پاسخ دادم :« بله خداوند! تو را دوست دارم ، زيرا تو تنها خداي راستين هستي!»

از پاسخي كه داده بودم ، احساس رضايت داشتم . انگاه خداوند گفت:« پس چرا گناه مي كني؟»

جواب دادم:« من كامل نيستم ، فقط يك انسان هستم.»

«چرا زمان صلح و آرامش و زماني كه همه چيز بر وفق مراد تو است، از من خيلي دور هستي ؟ چرا فقط هنگام سختي ها به طور جدي دعا مي كني؟»

هيچ جوابي نداشتم ، فقط اشك….

خداوند ادامه داد:

چرا هنگام پرستش به دنبال من مي گردي، گويي كه پيش تو نيستم؟

درخواستهايت را با بي تفاوتي عنوان مي كني؟ و چرا بي وفايي؟

اشك ها همچنان از گونه هايم جاري مي شد.

چرا اين قدر از من خجالت مي كشي؟

چرا پيغام هاي خوش را نمي رساني؟

چرا به هنگام سختي و جفا به نزد ديگران مي روي تا اشك بريزي، در حالي كه من شانه هاي خود را در اختيار تو گذاشته ام؟

چرا هنگامي كه كاري را به تو مي سپارم تا مرا خدمت كني، بهانه هاي مختلف مي تراشي؟

به دنبال جوابي مي گشتم، ولي هيچ پاسخي نداشتم.

اگر تو از زندگي لذت مي بري، به خاطر اين است كه من خواسته ام تا تو از اين نعمت برخوردار باشي. به تو استعدادهايي بخشيدم تا مرا خدمت كني، ولي تو همچنان به راه خودت مي روي.

كلام خود را براي تو كشف كردم، ولي تو از اين دانش استفاده نكردي . با تو سخن گفتم ، ولي گوشهايت بسته بود. اجازه دادم كه شاهد بركات من باشي ، ولي چشمان خود را بر گرفتي . خادمين خود را نزد تو فرستادم ، ولي تو با حالتي منفعلانه اجازه دادي كه دور شوند.

صداي دعاي تو را شنيدم و به همه آنها جواب دادم.»

«آيا حقيقتاً مرا دوست داري ؟»

نمي توانستم جواب بدهم. چطور مي توانستم؟

فوق از تصورم ، حيرت زده بودم . هيچ عذري نداشتم . چه چيزي مي توانستم بگويم !

قلبم گريست، و هنگامي كه اشكهايم جاري شد، چنين گفتم :«اي خداوند، خواهش مي كنم مرا ببخش. من لياقت آن را ندارم كه فرزند تو باشم.»

خداوند چنين پاسخ داد:« اين فيض من است ، اي فرزندم.»

گفتم: چرا مرا مي بخشي ؟ چرا مرا دوست داري؟

خداوند جواب داد:« چون خلقت من هستي . تو فرزند من هستي . من هرگز تو را ترك نخواهم كرد. وقتي گريه مي كني ، دلم برايت مي سوزد و من هم به همراه تو گريه مي كنم. وقتي از شادي فرياد بر مي آوري ، من نيز با تو شادي مي كنم . اگر سرخورده شوي ، من به تو اميدواري خواهم داد. اگر بيافتي ، من تو را بلند خواهم كرد و اگر خسته شوي تو را بر دوش خواهم كشيد. من تا انقضاي عالم با تو خواهم بود، و تو را تا به ابد دوست خواهم داشت.»

هرگز تابه اين اندازه با صداي بلند گريه نكرده بودم . چطور توانسته بودم تا اين حد سرد باشم ؟ و چطور به خود اجازه داد بودم كه اينچنين قلب خدا را به درد بياورم؟

از خداوند پرسيدم :« چقدر مرا دوست داري؟»

خداوند دستهاي خود را باز كرد و من دستهاي سوراخ شده اش را ديدم.

به نام خداوند ، بر پا شدم تا براي اولين بار به طور جدي دعا كنم.

+ نوشته شده توسط ع-د در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 و ساعت 2:25 |

السلام علیک یا اباعبدالله(ع)

 

السلام علیک یا بن رسول الله(ص)

 

 السلام علیک یابن امیرالمومنین(ع)

 

السلام علیک یابن فاطمة الزهرا(س)

 

 

 

اللهم الرزقنا کربلا

 

+ نوشته شده توسط ع-د در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 22:40 |

بهترين لحظه اينک است!

وقتي حقيقت زندگي
مانع نقشه هاي تو مي شود
آرزو مي کني که روزگار بهتري از راه برسد

و زندگي آسان تري!
بيش از آرزو اميدوارم به اين درک برسي
که تنها تو مي تواني خود و زندگي ات را دگرگون کني!
بهترين لحظه اينک است!
شروع کنيد واسه يک اقدام پرقدرت!

+ نوشته شده توسط ع-د در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 1:6 |

بازاريابي شبكه اي، یک دارایی است نه یک شغل!۱

                                                                           

                                                                          مصاحبۀ  John Mann باRobert Kiyosaki

 

 ربع هاي كاري

 

     معمولاً از من می پرسند که " چرا افراد بسیار اندکی به قلۀ بازاريابي شبكه اي می رسند؟" حقیقت این است که، راه قلۀ بازاريابي شبكه اي برای هر کسی باز است – برعکسِ سیستمهای تجاری سنتی، که فقط به یک نفر اجازه می دهند که به قلۀ شرکت برسد. دلیلِ اینکه  خیلی از افراد به آن بالا نمی رسند خیلی ساده است، چون آنها خیلی زود quit می کنند. چرا افراد قبل از رسیدن به آن بالا quit  می کنند؟

     اکثر افراد فقط بخاطر کسب درآمد وارد سیستم می شوند. اگر این افراد در چند ماه یا چند سال اول به پولی نرسند ناامید می شوند و quit می کنند ( و سپس اغلب در مورد این صنعت، حرفهای زننده وتوهین آمیز می زنند! ). تعدادی هم quit می کنند و سراغ یک کمپانی با طرح درآمدزایی بهتر میروند. اما کسب یک مقدار درآمد سریع، نمی تواند دلیل وارد شدن به یک یبزینس باشد.

 

دو دلیل ضروری برای وارد شدن به یک بیزینس بازاريابي شبكه اي

     دلیل شماره یک، "  کمک کردن به خودتان " است.  دلیل شماره دو " کمک کردن به دیگران " است. اگر فقط بخاطر یکی از این دلایل وارد شوید، آنگاه این سیستم برایتان جواب نخواهد داد.

     معنای دلیل شماره یک این است که شما وارد این بیزینس می شوید تا در درجه اول، ربعِ خود را تغییر دهید.( به شكل بالا مراجعه كنيد. ) يعني تغییر از ربع E ( کارمند Employee ) یا S ( خویش فرما Self-employed ) به ربع B ( صاحب بیزنس Business owner ) یا I ( سرمایه دار Investor ).

     این تغییر معمولاً برای اکثر افراد، بسیار مشکل است-بخاطر پول. فردی که واقعا به ربع E یا S تعلق دارد کار نمی کند مگر فقط برای پول. این همان دلیلی است که اکثر افراد در سیستم بازاريابي شبكه اي به آن بالا نمی رسند: آنها بیشتر دنبال پول هستند تا اینکه به دنبال تغییر ربع خودشان باشند.

     فرد متعلق به ربع B یا I هم برای پول کار می کند، اما به روشی متفاوت. فرد متعلق به ربع B براي ايجاد یک دارایی ( asset ) کار می کند- مثلا در این حالت، یک سیستم بیزینس. فرد متعلق به ربع I بر روی دارایی یا سیستم، سرمایه گذاری می کند.

بعنوان یک B یا I ، بعضی اوقات، سالها، سودي دریافت نخواهید كرد؛ چیزی که یک فرد E یا S قادر به انجام آن نیست. در واقع جزء ارزشهای درونیشان نیست. خطر کردن ( Risk ) و پاداش تأخیر یافته ( delayed gratification ) آنها را از نظر احساسی ( emotionally ) آشفته می کند.

 

پاداش تأخیر یافته و هوش احساسی ( Emotional Intelligence )

      یکی از زیباییهای بازاريابي شبكه اي این است که علاوه بر توسعه مهارتهای کاری باعث افزایش هوش احساسی نیز خواهد شد. هوش احساسی، موضوعی کاملاً متفاوت از هوش تحصیلی ( academic ) است. بطور کلی، فردی كه دارای هوش احساسی بالاتري است، اغلب از شخصی كه دارای هوش تحصیلی بالاتر اما هوش احساسی پایینتري است، بهتر عمل می کند. این مطلب تا اندازه ای این مسئله را روشن می کند که چرا بعضی از افراد که در مدارس موفق بودند، در دنیای واقعی، نتایج جالبی کسب نمی کنند. توانایی تحمل پاداش تأخیر یافته، نشانگر هوش احساسی بالاتر است. در یک تحقیق اخیر در مورد هوش احساسی، مشخص شد افرادی که می توانند با تأخیر، پاداش دریافت کنند اغلب، نسبت به کسانی که فاقد این توانایی هستند، زندگی موفقتری را تجربه می کنند. به همین دلیل است که سیستم آموزشیِ ذاتی كه در یک بيزينس بازاريابي شبكه اي خوب موجود است، بسیار بااهمیت است. از نظر من، همین جنبۀ آموزش احساسی یا هوش احساسی مربوط به برنامه های نتورکینگ است که برای افراد، بسیار ارزشمند است.

     افراد بسیاری برایم می نویسند که شیفتۀ کتاب من " باباي دارا، باباي نادار "۲ هستند. اما من نگرانم که آنها مهمترین نکتۀ کتاب را نگرفته باشند: درس شمارۀ 1 : " ثروتمندان برای پول کار نمی کنند. " هنگامی که من یک دارایی، ساخته یا خریدم، از آن به بعد، آن دارایی، سخت کار می کند تا برایم درآمدزایی کند. اما من برای پول کار نمی کنم- من فقط کار می کنم تا داراییها را خریده یا بسازم. آن داراییها مرا پولدارتر و پولدارتر می کنند، در حالیکه من کمتر و کمتر کار می کنم. این همان کاری است که ثروتمندان می کنند. مستمندان و نیز طبقه متوسط، سخت کار می کنند تا پول درآورند و سپس بجای سرمایه گذاری در ستون داراییهایشان، بدهی می خرند.۳

 

چه نوع دارایی در یک بیزینس بازاريابي شبكه اي وجود دارد؟

     بخاطر آورید که دو دلیل برای موفقیت در بازاريابي شبكه اي وجود دارد: کمک به خودتان، و کمک به دیگران. دلیل شمارۀ یک بدین معنی است که به خودتان کمک کنید تا به ربع B برسید. دلیل شمارۀ دو چطور ؟

     زیبایی اکثر سیستمهای بازاريابي شبكه اي در این است که شما به درآمد بالایی نمی رسید مگر اینکه به دیگران نیز کمک کنید تا ربع E و S را ترک کرده و به ربع B و I برسند. اگر روی کمک کردن به دیگران تمرکز کنید تا این تغییر را انجام دهند، آنگاه در این بیزینس موفق خواهید شد.

     آن نوع بیزینسی که من آموخته بودم که بسازم، بیزینسی است که من در آن بالا باشم و E ها و S ها در قاعده باشند( قاعدۀ هرم ). من واقعاً آن بالا، جایی برای B های بیشتر نداشتم، بهمین دلیل در بیزینس خودم، به همۀ کارمندانم جداً توصیه می کنم که به بازاريابي شبكه اي نيز به عنوان يك بیزینس پاره وقت بپيوندند.

     سیستم تجاری سنتی و مرسوم، واقعاً یک هرم است. چون فقط چند تا B و I در آن بالا هستند و بیشتر E ها و S ها در قاعده هستند. سیستم بازاريابي شبكه اي، یک هرم وارونه است. تمرکز اصلی آن بر این است که B های بیشتر و بیشتری به آن بالا بیاورد.

     یک نوع هرم، (نوع مرسوم كه در تجارت سنتي است)، قاعده اش روی زمین است؛ و نوع دیگر، (هرم نتورکینگ)، قاعده اش در هواست. هرم نتوركينگ، هرمی است که بجای اینکه تو را به پایین هُل دهد، تو را به بالا می فرستد. یک بیزینس بازاريابي شبكه اي به هر کسی این توانایی را می دهد تا به چیزهایی دسترسی پیدا کند که قبلاً فقط در اختیار ثروتمندان بود.

 


1- اين مقاله، بر گرفته از سايت اينترنتي www.gotoyournumber.com بوده و منعكس كنندۀ نظرات آقاي Robert Kiyosaki دربارۀ بازاريابي شبكه اي و حاصل مصاحبه اي است كه John Mann با وي انجام داده است. Robert Kiyosaki سرمايه گذار، صاحب كسب و كار(businessman) و يكي از پرفروشترين نويسندگان است. او در كتاب "Rich Dad, Poor Dad" پرده از آموزشهايي برمي دارد كه داراها به فرزندان خود مي آموزند درصورتي كه نادارها و طبقۀ متوسط از آنها بي خبرند. او همچنين نویسندۀ کتابهای پرفروش ديگري چون " Rich Dad’s CASHFLOW quadrant"،" Rich Dad’s Guide to Investing"و" Rich Kid, Smart Kid" است. وي استاد و سخنران بین المللی در زمینۀ پول است. در گزارشی از مجلۀ وال استریت J.P.Morgan کتاب " Rich Dad, Poor Dad " را برای میلیونرها ضروری دانسته، و USA Today نیز این کتاب را نقطۀ شروعی می داند برای کسانی که قصد دارند کنترل آیندۀ مالی خود را بدست گیرند.

2-   " Rich Dad, Poor Dad " اين كتاب به زبان فارسي نيز ترجمه شده است. ( دو ترجمه )

3- براي درك بهتر مفاهيم دارايي، بدهي، شغل و كاركرد پول مي توانيد به كتاب " باباي دارا، باباي نادار " مراجعه كنيد.

 

+ نوشته شده توسط ع-د در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 1:24 |

هرگز با خودت قهر نکن

  به شیوانا خبر دادند که یکی از شاگردان قدیمی اش در شهری دور از طریق معرفت دور شده و راه ولگردی را پیشه کرده است . شیوانا چندین هفته سفر کرد تا به شهر آن شاگرد قدیمی رسید. بدون اینکه استراحتی کند مستقیما سراغ او را گرفت و پس از ساعتها جستجو او را در یک محل نامناسب یافت . مقابش ایستاد ؛ سری تکان داد و از او پرسید: تو اینجا چه می کنی دوست قدیمی؟!!
شاگرد لبخند تلخی زد و شانه هایش را بالا انداخت و گفت: من لیاقت درسهای شما را نداشتم استاد! حق من خیلی بدتر از اینهاست! شما این همه راه آمده اید تا به من چه بگویید؟
شیوانا تبسمی کرد و گفت : من هنوز هم خودم را استاد تو می دانم . آمده ام تا درس امروزت را بدهم و بروم.
شاگردِ مایوس و ناامید ؛ نگاهش را به چشمان شیوانا دوخت و پرسید: یعنی این همه راه را به خاطر من آمده اید؟!!
شیوانا با اطمینان گفت: البته ! لیاقت تو خیلی بیشتر از اینهاست.
درس امروز این است:


هرگز با خودت قهر مکن.
هرگز مگذار دیگران وادارت کنند با خودت قهر کنی.
و هرگز اجازه مده دیگران وادارت کنند خودت ؛ خودت را محکوم کنی. به محض اینکه خودت با خودت قهر کنی دیگر نسبت به سلامت ذهن و روان و جسم خود بی اعتنا می شوی و هر نوع بی حرمتی به جسم و روح خودت را می پذیری.
همیشه با خودت آشتی باش و همیشه برای جبران خطاها به خودت فرصت بده.
تکرار می کنم : خودت آخرین نفری باش که در این دنیا با خودت قهر می کنی.
درس امروز من همین است.
شیوانا پیشانی شاگردش را بوسید و بلافاصله بدون اینکه استراحتی کند به سمت دهکده اش بازگشت. چند هفته بعد به او خبر دادند که شاگرد قدیمی اش وارد مدرسه شده و سراغش را می گیرد . شیوانا به استقبالش رفت و او را دید که سالم و سرحال در لباسی تمیز و مرتب مقابلش ایستاده است.
شیوانا تبسمی کرد و او را در آغوش گرفت و آرام در گوشش گفت :
اکنون که با خودت آشتی کرده ای یاد بگیر که از خودت طرفداری کنی.
به هیچ کس اجازه نده تو را با یادآوری گذشته ات وادار به سرافکندگی کند .
همیشه از خودت و ذهن و روح و جسم خودت دفاع کن.
هرگز مگذار دیگران وادارت سازند دفاع از خودت را فراموش کنی و به تو توهین کنند.
خودت اولین نفری باش که در این دنیا از حیثیت خودت دفاع می کنی . درس امروزت همین است
!
 
با تشکرازاصفهان مسترزتیم
+ نوشته شده توسط ع-د در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 1:15 |

به مقصد خواهی رسید اما باید حرکت را شروع کنی

+ نوشته شده توسط ع-د در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 0:11 |

شاید این اتفاق برای تک تک شما عزیزان هم بارها وبارها افتاده باشد همانطور که برای من بارها و بارها اتفاق افتاده !!!؟؟؟

"طرز تفکر غلط رها کردن نتورک مارکتینگ"

چرا ؟؟؟

طبیعی است تمام افرادی که وارد این صنعت میشوند و قصد کار کردن را دارند شبانه روز در حال کلنجار رفتن با دقدقه های فکری خود در ارتباط با توانستن یا نتوانستنند !!! توانستن انجام کارها یا نتوانستن !!! به طور ساده تر کلنجار رفتن با موانع ذهنی که باعث ایجاد توهم نتوانستن میشود !!! این موانع چیستند ؟؟؟

تمامی عوامل منفی خارجی که مانع از تمرکز بر روی توانمندی ها میشود !!! تعداد این عوامل هم کم نیستند !!!

شاید ندیدن اموزش باشد !!!شاید جو منفیه جامعه باشد !!!شاید خانواده !!! شاید بهترین دوستان ما !!! شاید همسر و فرزندان ما !!! و شاید هم طرز تفکر غلط ما به دلیل نداشتن اگاهی کافی در ارتباط با این صنعت و اینده ای که میتوان از این طریق برای خودمان و عزیزانمان رقم بزنیم باشد !!! و شاید های زیادی که اگر قرار باشد روی کاغذ نوشته شوند شاید ده ها صفحه شوند !!! شایدهایی که همه میدانند همه اش بهانه است !!!

میخواهم به همه شما عزیزان این را بگویم !!! همه ما نتورکرها و حتی افرادی که نتورک هم کار نمیکنند به راحتی میتوانیم ساعت ها در مورد عواملی و یا همان شایدهایی که مانع از کار کردن درست ما میشود صحبت کنیم اما من یک دلیل قانع کننده برای ماندن خودم و کار کردنم دارم ان هم این است :

نتورک مارکتینگ سالم تنها کاری است که به مردم عادی مجال داشتن درامد میلیونی را با سرمایه اندک وبدون هیچ هزینه اضافی به همراه زمان فراغت کامل و لذت بردن از انجام کارهایی که دوستشان دارند را میدهد !!!

نظر شما چیست ؟؟؟

 

+ نوشته شده توسط ع-د در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 0:6 |