تبليغاتX
TEAM - KAVIAN

اسکناس مچاله

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس هزار تومانی را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

دست همه حاضرین بالا رفت.

سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگا ه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

و باز هم دست های حاضرین بالا رفت.

این بارمرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان ، با این بلاهایی که من سر اسکناس در آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.

و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیمــاتی که

می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خم می شویم، مچالــه می شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم.

+ نوشته شده توسط ع-د در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 18:41 |

     

       برای موفق شدن باید پاهای خود را روی زمین بگذاریم

 

بسياری از افراد که با مکتب موفقيت آشنا می شوند و شيوه زندگی هدفمند را می آموزند، در ابتدای راه، اهداف بسيار بلند پروازانه ای را برای خود بر می گزينند و با اشتياق فراوان منتظرند که در مدت زمان کوتاهی به آرزوهای بزرگشان دست پيدا کنند.

آنها آن چنان در رويـاهـای خـود سـاخـتـه شـان غـرق می شوند که اندک اندک فراموش می کنند کـه

برای موفق شدن بايد پاهای خود را بر روی زمين بگذارند.

 

ايراد اين نوع تفکر که " تفکر بر مبنای آرزوها" ناميده می شود اين است که زمان و

 

 راهی که بايد برای رسيدن به آرزوها طی شود اغلب کمتر از آنچه هست ديده می

 

شود و در نتيجه شخص وقتی در طی مدت کوتاهی به نتيجه مطلوب ذهنی خود نمی

 

 رسد سرخورده و مايوس گرديده و از پيگيری اهدافش منصرف می شود. حال آنکه

 

موفقيت امری تدريجی و نيازمند تلاش مستمر و کوشش

 

فراوان است.

 

می گويند روزی کرايسلر که نوازنده مشهور پيانو است قطعه ای را آن چنان لطيف و

 

 با ظرافت نواخت که تمام جمعيت حاضر در کنسرت غرق در شور و شعف شدند، در

 

 پايان کنسرت خانمی که به شدت تحت تاثير شيوه نوازندگی وی قرار گرفته بود نزدش

 

 رفت و با حالتی شگفت زده گفت: مـن حـاضـرم تـمـام لـحـظـات عـمـرم

 

را بـدهـم تـا بـتـوانـم مـثـل شـمـا بـنـوازم.

 

کرايسلر لبخندی به او زد و گفت: "اين دقيقاً همان کاری است که من در تمام طول عمرم کرده ام."

 

به نظر من روزی که کرايسلر برای نخستين بار دست به پيانو زد، در ذهنش چنين

 

روزی را می ديد، اما احتمالاً انتظار نداشت که اين موفقيت خيلی آسان و پس از

 

 چند ماه نواختن پيانو به دست آيد.

 

"تـدريـج" همه جا قاعده موفقيت است و هر موفقيت بزرگی

 

حاصل جمع يا حاصل ضربی از موفقيت های کوچک و درس هايی

 

است که از شکست های کوچک می آموزيم.

 

همان گونه که برای ساخته شدن يک ساختمان زيبا هزاران آجر بايد دقيق و متناسب

 

 با يکديگر چيده شوند و طبيعتاً نمی توان تا قبل از طراحی نقشه و ساخته شدن طبقه

 

 اول به فکر ساختن طبقه دوم بود، در زندگی يک انسان هدفمند نيز اوضاع به همين

 

 شکل است. همان گونه که بهترين نقشه ساختمان اگر روی کاغذ باقی بماند اهميت

 

چندانی پيدا نمی کند، بهترين فکرها نيز تا وقتی از "وجهه تئوريک" به "حالت عملی"

 

 مبدل نشوند ارزش چندانی نخواهند داشت.

 

از جمله رازهای موفقيت انسان های موفق کوتاه بودن فاصله "انديشه"

 

تا "عمل" آنهاست.

 

پس بهتر است با خود فکر کنيم که چگونه می توانيم در راستای اهدافمان اقدامات

 

عملی انجام دهيم؟.

 

برای مثال اگر هدف شما تبديل شدن به يک متخصص کامپيوتر است و تاکنون چيزی از

 

 کامپيوتر نمی دانيد اما امروز عصر از يک مرکز بزرگ کامپيوتر بازديد کرده ايد، يک

 

 گام عملی در مسير موفقيت برداشته ايد.

 

اگر هدف شما قبولی در کنکور است و امروز صرفاً کتاب های مورد نيازتان برای

 

مطالعه را خريداری کرده ايد، يک گام عملی در مسير موفقيت برداشته ايد. اگر

 

 هدف شما ثروتمند شدن است و سرمايه چندانی نيز نداريد اما امروز ايده های

 

 اقتصادی را که به ذهنتان رسيده است در دفتری يادداشت کرده ايد تا در زمان

 

 مناسب مورد استفاده قرار دهيد، يک گام عملی به سوی موفقيت برداشته ايد.

 

 اما اگر نشسته ايد و تنها به اهـدافتان فـکـر می کنيد و به اين که چرا شرايط

 

 دست به دست هم نمی دهند تا شما به اهدافتان برسيد، بايد گفت که شما در مرحله

 

"تئوريک" متوقف مانده ايد و البته هنوز فرصت هست تا دست به اقدامات عملی و

 

ملموس بزنيد. پس از جای خود بلند شويد و بيش از اين برای رسيدن به موفقيت های

 

 بزرگ، موقعيت های کوچک را از دست ندهيد.

 

راه موفقيت را بايد گام به گام پيمود، پس هر گام را آن چنان استوار و پر

 

انگيزه برداريد که گويی اين، هدف نهايی شماست و در عين حال هدف

 

 نهايی را که برای خود برگزيده ايد همواره در ذهن داشته باشيد و هرگز

 

 اين جمله را فراموش نکنيد که در زندگی ات:

 

"بزرگ فکر کن، اما هم اکنون از کوچک آغاز کن."

 

برای موفق شدن بايد پاهای خود را بر روی زمين بگذاريم.

 

موفقيت امری تدريجی و نيازمند تلاش مستمر و کوشش فراوان است.

 

برای رسيدن به مـوفـقـيـت های بـزرگ، مـوقـعـيت های کـوچـک را از دست

 

 ندهيد.

 

از جمله رازهای موفقيت انسان های موفق کوتاه بودن فاصله "انديشه" تا

 

 "عمل" آنهاست.

+ نوشته شده توسط ع-د در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 18:30 |
ترس از موفقيت
 
 
مانع اصلي ديگر واهمه داشتن از موفقيت است. با اينكه چنين افرادي دقيقا" مي دانند كه
 
 براي موفق شدن به چه چيزي نياز دارنـد، امـا بدليل داشتن ترس از موفقيت قادر به رسيدن
 
 به اهداف والاي خود نيستند. در نـظـر ايـشـان راه پـيـش رو، مـخـوف و رعـب آور ميباشد.
 
 نگراني از آينده و همه مسائلي كه در نهايت گريبانگير او خواهد شد، منجر به فقدان
 
 بصيرت و بازماندن آنها مي گردد؛ مـخـاطرات ذاتـي روند تجارت، رام نشدني بنظر
 
 خواهد رسيد. فرصت هاي ترقي در محل كار ممكن است پيش بيايند، اما فردي كه از
 
موفقيت وحشت داشته باشد قادر به گرفتن ترفيع نخواهد بود. او بهانه مي آورد كه
 
 مسؤليـتـهـاي شـغـل جديد زياد و خارج از توانايي هايش است. اينگونه اشخاص
 
 ميلي به بالارفتن از پله هاي ترقي ندارند
 
وقتي آينده نا معلوم باشد، اين وحشت شدت بيشتري پيدا ميكند. بايد پذيرفت افــرادي
 
كه داراي چنين ترسي نميباشند روزهايي پيش رو دارند كه در آنها آينده ترسناك جــلوه
 
مينـمايد، بنابراين ميتوان متوجه شد اشخاصي كه فاقد مكانيزمي مناسب براي برخورد
 
 و رويارويي با چنين موقعيتي مي باشند، چگونه احساسي خواهند داشت.
 
تشخيص و حل اين مشكل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازي است. بـا كمي هم
 
محوري و اندكي صبر و شكيبايي فردي كه از پذيرش مسؤليتهايي كــه موفقيـتـش را به
 
 همراه خواهد داشت وحشت دارد، ميتواند شرايط را به نفع خود تغيير دهد.

 
وسواس
 
افراد موفق داراي خصوصيتي مشترك هستند و آن قابـليـت تمركز بر انديشه هاي
 
 بـزرگ ميباشد. براي بسياري اتخاذ چنين ديدگاهي مشكل است چرا كه خود را كاملا"
 
 محدود و متعهد به انجام كارهاي جزئي و كوچك ميـنمايند. تلاش زياد براي انجام كارهاي
 
 جزئي زيان آور است چرا كه زاويه ديد را محدود خواهد كرد. اگر براي اتمام هر كار
 
 كوچكي مصر باقي بمانيد، هرگز قادر نخواهيد بود به اهداف والاي خود دست پيدا نماييد.
 
اگر يك كارفرما كاري را به يكي از كارمندان سخت كوش خود محول كرده و آن كارمند ديد
 
 وسيع نداشته باشد، بطور يقين كارمند مربوطه در مورد هر موضوع بي اهميت آن پروژه
 
 دچار تنش و فشار رواني شده و در به نتيجه رساندن كار دچار كندي خواهد گـرديد. ايـن
 
 حالت در اصطلاح احساس وسواس فكري-علمي ناميده و بـاعـث كـاهـش قـابل ملاحظه
 
 خلاقيت و كارايي مي شود.
 
اينگونه افراد،سخت كوشي و تلاش زياد را لازمه زندگيشان دانسته اما عزم و اراده
 
 خود را براي كاربرها و مصارف مفيد بكار نميبندند. تنظيم دقيق مهارتهاي مديريـت
 
 زمـانـي در برطرف كردن اين مشكل كمك فراواني خواهد نمود.
 
+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 1:9 |
                                
نا امني
 
افراد ضعيف و سست بنيان بعلت داشتن احساس ناامني،در كارشان
 
پيشرفتي حاصل نميگردد. شايد يكي از دلايل عدم موفقيت اينگونه
 
انسانها در بي ميلي آنها براي نشان دادن برش از خودشان نهفته
 
 شده باشد. علت ترس نيست؛ فقدان اطميـنان و اعـتـمـاد باعث عقب
 
ماندن آنها ميگردد. براي مثال عدم برخورداري از تجربه در بخشي
 
بخصوص، مي تواند موجب پديد آمدن احساس عدم اعتماد به نفس
 
 در فرد شود. مثال بيان شـده در قـسمت قبل در اين مورد نيز قابل
 
 بيان است با اين فرق كه كارمند از هـمـان ابـتـدا اصلا" از انـجـام كـار
 
مـحولـه امـتـنـاع ورزيـده و با بهانه آوردنهاي گوناگون به كار فرماي
 
 خود اينگونه القا ميكند كه نمي تواند از عهده چنين مسؤليتهايي برآيد.
 
در اينـجا نـيـز مـسئله هزينه فرصت از دست رفته مطرح است. برخي
 
افراد مايل نيستند براي پيـشرفت و تـرقي دادن مـوقـيـعت شـغلـيـشان
 
در زمان مـحدود خـود بـه داد و ستد بپردازند اما اينگونه گزينه ها و
 
 پيشنهادات كاري بخشي از زندگي مـحسـوب ميـگـردنـد. بنابراين
 
ببينيد كه چه چيزي براي شما بيشتر اهميت دارد و با اطمينان خاطر
 
 تصميمـي مناسب بگيريد.

اطرافيان
 
ممكن است شما همه شرايط لازم براي منعكس نمـودن فردي موفق
 
از خود را دارا باشيد، اما آيا دوستانتان شـما را در اين راه همراهي
 
ميكنند؟ ممكن اسـت آنـها ديـدگـاه مـتـفـاوت و مـتـضـادي از مـوفـقيت
 
 نسبت بشـما داشـتـه باشند. ( و يا اصلا" ديـدگاهي نداشته باشند )
 
دوسـتـان به علت تاثيرات منفي راه رسيدن بـه موفـقيـت را برايتان
 
سخت و دشوار ميكنند.
 
برخي از اطرافيان حتي ممكن است متوجه پـتـانـسيـل واستعدادهاي
 
 نهاني شما نشده و باعث زمين خوردگي وترديد در قابليتها و
 
 تواناييها گردند. حتي براي نامزد و يا همسرتان ممكن است اين
 
تصور بوجود آيد كه توانمنديهاي شما هنـوز بـراي خودتان ثابت
 
 نشده و اين ميتواند به بدبيني آنها نسـبت بـه آيـنـده تان منجر
 
 گردد. اين موضوع ممكن است باعث نا اميدي و تضعيف روحيه
 
شود، اما بياد داشته باشيد كه نبايد ديگران را مقصر بدانيد؛ شما
 
فقط يك قرباني بيگناه نيستيد.با وجود ابراز بي اعتنايي آنها هنگام
 
 بيان ايده هاي كاري جديدتان،بخاطر داشـته باشيد كه اين شما
 
 هستيد كه چنين همراهاني را در آن لحـظـه و لـحـظـات آتي براي
 
 خود برگزيده ايد.
 
اگر اين گونه روابط دوستي برايتان اهميت دارد، كاري كه بايد
 
 انجام دهيد همسو نمودن دوستانتان با سيستم و خط مشي خود
 
 است.چنانچه توانـستـيد متقاعدشان كـنيد كه انساني شايسته
 
اعتماد و اطمينان ميباشيد، آنها را دوستان واقـعـي خـود دانسته
 
و در غير اينصورت براي هميشه از زندگي خود بيرونشان كنيد.
 
فقدان منابع
 
هيچ چيزي ناهنجار تر از اين مـوضـوع نـيست كه انسان با وجود
 
داشتن همه قابليـتهاي لازم جـهت رسـيدن بـه مـوفقيت، فقط بخاطر
 
 عوامل خارج از كنترل خود، از پيشرفـت باز ماند. فقدان منابع مالي
 
و يا كمبود زمان بدليل نگهداري از خانواده و يا مسؤليتهاي ديگر
 
 ميتواند يك قاتل واقعي باشد. رشد كـردن زيـر خـط فقر و يا تامين
 
 نمودن نزديكاني كه به شما نيازمند هستند، آينده را بسيار متفاوت
 
از آن چـيـزي كـه در تصـورتـان بوده ترسيم خواهد نمود.
 
بسياري از مواقع بـدنـيـا آمدن يك بچه و يا بيماري ناگهاني افراد
 
 خانواده باعث لغو شدن برنامه ها و بازماندن انسان از عملي
 
كردن اهـدافـش خـواهـد شد. اين هم يكي ديگر از حقايق تلخ
 
زندگي است كه هميشه امور بر وقف مراد آدمي نمي باشد.
 
البته بايد دانست كه موفقيت نه فقط بر اساس مقياسهاي متفاوت،
 
 بـلـكه در مـكانهـا و شرايط گوناگون نيز مورد سنجش قرار ميگيرد.
 
 موفقيت مالي ممكن است هدف اصلـــي شما باشد، اما پدري خوب و
 
 كارمندي سخت كوش بودن براي تامين كردن يك خانـــواده نوپا نيز
 
 به همان اندازه پر معني و ارزنده است. بايد پذيرفت كه زندگي و
 
هدفهـاي مــورد نظر انسان ممكن است دستخوش تغييرات قرار
 
 بگيرند كه در اين شرايط، تـوانـايي شما در تطبـيق خود با اين
 
تغييرات يك مقياس بزرگ موفقيت بشمار ميرود.
 
نياز به ديدگاهي درون نگر
 
يك معلم مدرسه، راهبه، افسر ارتش و سرايدار ميتوانند بطرق
 
 مختلفي مـوفق باشنـد. با اينكه موفقيت در كار ممكن است جذابتر
 
 از همه بنظر برسد، اگر در زمان مـورد انتـظار به آن دست نيافتيد،
 
 بيم ناك نگرديد. يـك قـدم بـه عـقـب بـازگـشـته و عـلـت را بـررسـي
 
 نماييد.
 
خواه دوستانتان مقصر باشند و خواه اعتماد بنفستان، دقت كنيد
 
 كه قدمهاي صحيـحـي جهت بهينه نمودن فرصتها براي بدست
 
آوردن موقعيتي موفقتر و راضي كننده تر برداريد
 
+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 1:7 |

گزارش دومین گردهمایی وبلاگ نویسان وست ویژن

+ نوشته شده توسط ع-د در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 و ساعت 6:21 |
چتر پوششی سیم کارتهای وست ویژن :

پنج قاره تحت چتر پوششی سیم کارتهای بین اللملی وست ویژن

خدا را شاکریم که تمامی تلاشهای شرکت در جهت جهانی کردن کار خود بثمر رسید . شاید در زمان از پیش تعیین شده نتوانستیم به آنچه که اعلام کرده بودیم برسیم ، ولی اگر دیر شد با کوله باری از دانش و تجربه  ، راهی جدید را گشودیم .

 بازاریابان محترم وست ویژن ، مدیریت شرکت همیشه در تلاش بوده تا بتواند روش و کالایی کاملا متفاوت را ارائه کند . برای اولین بار کارت تسهیلات را طراحی نمودیم و باعث شد سرلوحه تمامی شرکتهای ایرانی و خارجی قرار گیرد و به جرات میتوان گفت کمتر شرکتی در ایران در عرصه بازاریابی شبکه ای ظاهر شد و یکی از محصولات خود را ارائه کارت تسهیلات انتخاب نکرد .  ایده ارائه صنایع دستی درسطح وسیع برای اولین بار توسط شرکت وست ویژن به صورت فروش شبکه ای مطرح شد و بیش از 2 سال و اندی از این ایده دفاع می کند و شرکتهای جدیدی از همین ایده و تجربه استفاده کرده و سعی دارند با الگو گرفتن از طرح شرکت وست ویژن ، صنایع دستی را کالای استراتژیک خود معرفی کنند که اگر بتوانند اهداف خود را در راستای کمک به صنایع دستی و معرفی حرفه بازاریابی شبکه ای هماهنگ کنند جای بسی خرسندی است .

 

از ساعت 8 صبح روز سه شنبه صبح ، بنا بر هماهنگی های بوجود آمده با مسوولین اپراتورها در جهت نصب نرم افزار وب سرویس و دریافت کننده اطلاعات مربوط به لاگ تماسهای تلفنی ، بار اطلاعاتی سرور های شرکت بالا رفت که طی 24 ساعت گذشته موجب شد تا بازاریابان محترم در فروش محصولات به مشکل برخورد کنند . ضمن اعلام اینکه این فشار بر روی سرور تا جهارشنبه آینده ادامه خواهد داشت ، از تمامی مدیران بازاریاب درخواست میشود نسبت به اطلاع رسانی و همچنین هماهنگی با شرکت اقدامات لازم را به عمل آورند . شایان ذکر است در ابتدای سال 85 ، بخش سیاست گذاری تجاری وست ویژن با نصب نرم افزار جدید خود گامی مهم و حرفه ای در بهتر سازی سایت برداشت و امسال نیز انشاء الله با نصب نسل جدیدی از نرم افزار ضمن بالا بردن سرعت سایت ، امکانات جدیدی نیز اضافه خواهد شد . امیدواریم که نصب این نرم افزار ها بدون مشکل تا چهارشنبه هفته آینده پایان یابد .

 

خبری خوش و نویدبخش برای تمامی اعضا و بازاریابان عزیز وست ویژن

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ع-د در شنبه هفدهم آذر 1386 و ساعت 13:52 |

چرا جلسه معارفه نمیگذارید؟!!

 

چند وقتیه که بعضی از بچه ها آمار تعداد جلسات معارفشون پایین اومده. که دلایل زیادی دارند. هر هفته برای هفته بعدی برنامه ریزی میکنیم ولی اجرا نمی شود. مجموعه ارتباط سازی دارند، افرادی را آماده میکنند ولی جلسه معارفه نمیگذارند. چرا؟

مطمئن هستم که همه رویاهای زیادی دارند، اهداف زیادی دارند و در شوق رسیدن به آنها میسوزند!

برای 3 ماه آینده برنامه ریزی میکنند، جلسات، صحبت، کارگاه، برای رسیدن به این اهداف دیوانه شده اند ولی حقیقت دردناک این است که برای رسیدن به آنها هنوز جلسه معارفه ای نگذاشته اند. (یا حداقل به اندازه کافی نگذاشته اند).

وقتی دلیل را میپرسم دلایل زیادی میشنوم:

۱-

۲-


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 و ساعت 8:26 |
تولد برای پیروزی
 
بارها از خودم پرسيدم كه جرا بعضي در زندگي محكوم به شكست هستيم و زندگي توام با ناراحتي و عذاب مستمر هستند؟
وقتي كارتي را تصادفي بيرون آوردم از ديدن تصوير پشت كارت حيرت زده شدم. در جاده اي منتهي به نوك يك تپه چهار نفر مشغول دويدن بودند. گويي مسابقه دو يا چيزي شبيه آن بود. ظاهرا خط پايان مسابقه هم نوك تپه بود. اما در محل خط پايان چهار عدد جام طلايي عينا مانند هم قرار داشتند و اين يعني هر چهار نفر بالاخره يك جام نصيبشان مي شد.
با تعجب كارت را برگردانديم و نوشته پشت آن را خوانديم. متن نوشته اين بود:
«ما انسان ها براي برنده شدن متولد شده ايم. در واقع سرنوشت و تقدير تك تك ما آدم ها برنده شدن حتمي است. براي تك تك ما هم جامي اختصاصي جداگانه در نظر گرفته شده است. آنچه براي هر فردي مهم است اين است كه به خود حركتي دهد و خود را به جام اختصاصي اش برساند. وقتي در ميدان مسابقه زندگي تنها رقيب مسابقه ما خودمان هستيم و تك تك ما براي برنده شدن خلق شده ايم، ديگر شكست چه معنايي مي تواند داشته باشد؟! آنچه برنده شدن حتمي ما را به تاخير مي اندازد، توقف و ايستادن هاي مقطعي و مكرر و بي دليل ما در صحنه هاي مختلف زندگي است.»    (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 و ساعت 7:51 |
آرزويی که ذره ذره وجودت نياز به داشتنشو فرياد مي زنه،
 
 همون که دليل زنده بودنته.
     
حتماً تا حالا برات پيش اومده که چيزی رو از ته دلت و با تمام وجودت بخوای. آرزويی که ذره ذره وجودت نياز به داشتنشو فرياد مي زنه. همون آرزويی که دلت به خاطرش می تپه. به اميد رسيدن بهش نفس می کشی، تو روياهات هميشه دنبالشی. همون که دليل زنده بودنته. همون رويايی که بزرگ ترين اميدته. قشنگ ترين رويای تو، رويای سوگلی تو، بالاترين اميدت واسه زنده موندن، بالاترين دليلت واسه تلاش کردن.
همون چيزی که اگه بدونی يک ساعت از عمرت مونده، تمام آرزوت اونه که بهش برسی. خواستـنی از جنس آتش اشتياق، سوزان و ملتهب. مثل نياز يه ماهی به آب برای حيات، عين نياز زندگی به اميد برای نبريدن و تلاش.
حسی که تورو به ادامه دعوت می کنه، تشويقت می کنه و بهت انرژی می ده.
چيزی که برای خواستنش ترديد نداری، اون طور می خوايش که نرسيدن بهش برات زجره،عذابه. و رسيدن بهش واست بالاترين شوق و لذتی که می تونی تصور کنی.
هرچيز بهايی داره. بهای خواسته تو چقدره؟ چه بهايی واسه دريافت خواسته ات حاضری بپردازی؟ از چه چيز ارزشمند و عزيزی واسه رسيدن بهش می گذری و مايه می ذاری؟
واسه رسيدن به همون رويای شيرينی که نمی تونی فراموشش کنی، نمی تونی جاشو با هيچی پرکنی. اون چيز مقدس و عزيزی که قلب و روح و جسم و تمام وجودت خواهش رسيدن به اون خواسته است.
چند بار ناخواسته تو محاصره ابرهای تيره ترديد و نااميدی صدايی تو گوشت زمزمه کرده، افسوس، حيف که نمی شه، کاش ممکن بود، اما ممکن نيست.
همون صدايی که گاهی جرات تلاش و تجربه ثمره تلاشتو ازت می گيره.
و يه روز ممکن به خودت بيايی و ببينی، تحت تاثير اون صدای ناخونده، تو از ياد بردی.
خواستنی که از عمق وجودت باشه، نتونستن و نشدن سرش نميشه.
مگه بچگيـتو از ياد بردی، که وقتی يه عروسک يا يه ماشين پشت ويترين اسباب بازی فروشی چشمتو می گرفت هيچ منطقی پاهای معـصومتو واسه گذشتن از اون خواسته مردد نمی کرد.
چطور شد که امروز ما بدون اينکه متوجه بشيم، نخواستن رو با نتونستن عوضی گرفتيم؟ چون به درستی پی نبرديم اون جا که نتونستيم به سبب اين بود که واقعاً نخواسته بوديم.
اگه آرزوی رسيدن به خواسته ات آن طور تو رو بی تاب و بی قرار می کنه که شب و روز بهش فکر می کنی، از همين حالا تو رو می بينم که به خواسته ات رسيدی و اگه بهش نرسی، مقصر فقط خودتی.
پس اگه به خواسته ات نرسيدی يا اونقدر برات ارزش نداشته و نمی خواستيش که همپای بهاش براش خرج کنی و سختی و رنجش رو واسه رسيدن به گنجش به جون بخری، يا تو روزمرگی و بطالت زير خروارها ياس و ترس دفنش کردی و واسه تبرئه خودت وقتی يادش افتادی فقط سری از افسوس تکون دادی و گفتی افسوس که رويای من شدنی نبود.
وقتی با بی رحمی به نا اميدی و ياس اجازه ميدی روياتو ازت بدزده و با خودش ببره، وقتی خودت واسه دفاع از رويات جلوی ترس هات نمی ايستی، از کی توقع داری برات اين کار رو بکنه؟
کی (چه کسی) يادت داده معـنی زندگی محدود به تکرار عادت هاست؟ آخرش چی؟ جاذبه اين تکرار های بی اراده حداکثر تا چند سال ديگه دوام داره؟ بالاخره تاريخ انقضای اونم می رسه
يه نگاه به ديروزت بنداز، اگه راضيت کرد جا پای ديروزت بذار، اگه غمگين و پشيمونت می کنه، اگه اونقدر رنجت می ده که حتی دلت نمی خواد به مرورش برگردی، ديگه اشتباه ديروز رو تکرار نکن.
 
تا کی نرسيدن به آرزوهای قشنگتو گردن نتونستن ها می ندازی؟؟
کافيه با خودت رو راست باشی و کلاهتو قاضی کنی، ببينی  نخواستی يا نتونستی؟
+ نوشته شده توسط ع-د در پنجشنبه هشتم آذر 1386 و ساعت 16:7 |

دلایل جدید شکست افراد

+ نوشته شده توسط ع-د در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 11:34 |