افشاء
Joshua Beistle & Harun Bahri
قسمت چهارم
رمز موفقیت شماره 5
اگر به افرادت همان روشی را ارائه دهی که تو را به شکست کشانده، ناچار همه آنها شکست خواهند خورد.
بعد از این همه کار طاقت فرسا در نتورک مارکتینگ، واقعاً ناامید کننده بود که تعداد زیادی از افراد شکست می خوردند. اگر شما هم چند نفر را در بیزینس خود عضو کرده باشید حتماً احساس مرا درک خواهید کرد. اغلب از خودم می پرسیدم که چگونه قرار است با این نرخ بالای حذف شدن افراد، رشد کرده و پیشرفت کنم.
یکی از بزرگترین گامهایی که به سمت موفقیت برداشته ام این بود که با این افراد تماس گرفتم تا ببینم حقیقتاً چرا سازمان مرا ترک کردند. اغلب آنها بسیار شرمنده و از طرفی از من بسیار سپاسگزار بودند که زمانم را صرف آنها و اهدافشان کرده ام. علیرغم همه این سخنان دوستانه، پی بردم که یافتن سرمنشاء دلایل آنها برای رها کردن کار، بسیار مشکل است. با اصراری که کردم دریافتم که دلیل شماره یک افراد برای رها کردن کار این است که آنها هیچ درآمدی کسب نکرده اند و بعلاوه هیچ نقطه امیدوارکننده ای هم وجود نداشته است. همانهایی که در ابتدا این بیزینس را واقعاً انجام می دادند، بعد از مدتی در مقایسه با کارهای ناخوشایند قبلی شان، از کار کردن در MLM احساس یأس و افسردگی بیشتری می کردند.
البته در مورد افرادی صحبت نمی کنم که براحتی به نتایجی که شایسته اش بودند، رسیده اند. اما افرادی را دیده ام که چگونه در این بیزینس روزها و هفته ها زحمت می کشیدند. این همان چیزی بود که مرا خیلی آزار می داد. منظورم این است که آیا از عضو یک گروه، باید بیشتر از این توقع داشت که برای انجام کاری که به او محول شده، صداقت داشته و با اشتیاق آنرا انجام دهد؟ (مسلماً نه. یعنی در بهترین حالت یک عضو گروه همان کاری را می کند که از او خواسته اند.)
مسئله اینجا بود که این افراد به همان نتایجی می رسیدند که من رسیده بودم. سیستمی که به آنها آموزش می دادم باعث شکست خوردن من بود پس چگونه می توانستم انتظار نتیجه متفاوتی برای آنها داشته باشم. بعنوان یک راهبر می دانستم که باید راه بهتری بیابم. می دانستم که این مسئولیت من است نه فقط به خاطر خودم بلکه بخاطر آنهایی که از من پیروی می کردند تا سیستم کامل و آماده ای ایجاد کنند که آنها را کمک کند تا هر چه سریعتر بیزینس خود را سودمند کنند. در واقع، اکنون این را خط مشی خود قرار داده ام که هر کدام از افرادی که شخصاً وارد این بیزینس می کنم در طی 90 روز به سود برسانم. البته هستند کسانی که هنوز سعی خودشان را نکرده اند اما در مورد بقیه مطمئنم که به سود رسیده اند. توزیع کننده ای که به سود رسیده است امیدوار بوده و دلیلی برای رها کردن کار ندارد.
راه حلی که پیدا کرده ام برای اینکه توزیع کننده هایم را در مدت 90 روز به سود برسانم، دو مرحله دارد. گام اول این است که به آنها کمک کنم تا هزینه ای که می پردازند، بابت ابزار کار مناسبی (website، voicemail و ...) باشد. می توانستم همان ابتدا آنها را تشویق به دریافت محصولات بسیاری بکنم که باعث می شد پول زیادی بدست بیاورم اما در دراز مدت، بازنده می شدم۱. پی برده ام که موفقیت من کاملاً وابسته به موفقیت آنها است. بنابراین یاد گرفتم بر مبنای نیازهای آنها تصمیم بگیرم نه بر اساس نیازهای خودم.
گام دوم این است که آنها را یاری کنم که یک طرح بازاریابی واقعی ایجاد کنند تا بتوانند خریداران و توزیع کنندگان جدیدی جذب کنند. من از بیش از 100 ابزار بازاریابی که داشتم استفاده می کنم تا به آنها برای شروع کمک کنم. و فقط آن ابزار بازاریابی را در اختیار آنان می گذارم که قبلاً برای خودم موفقیت آمیز و سودآور بوده اند. (نمی خواهم بازاریابی را با دلارهای آنها امتحان کنم)
زمانیکه به مرحله سوددهی از بیزینس خود برسند به تربیت، آموزش و هدف گذاری ادامه می دهم تا مطمئن شوم که آنها کاملاً در جریان وقایع و عملکردهای شرکت قرار داشته و می توانند از عهده کار خود برآیند.
رمز موفقیت شماره 6
اگر می خواهید مثل Babe Ruth۲ عضوگیری کنید ابتدا باید خودتان موفق باشید.
بمحض اینکه رمز موفقیت شماره 5 را دریافتم نتایج بیشتر و بیشتری در جهت عضوگیری کسب می کردم. من خودم را در حال سوا کردن و جذب داوطلبها می دیدم بجای اینکه در حال متقاعد کردن، فروختن به آنها و یا تور کردن آنها باشم. (یعنی من انتخاب کننده بودم نه آنها)
نکته کلیدی اینجا بود که بیزینس من به مرحله سوددهی رسیده بود و این همان چیزی است که جویندگان فرصتهای شغلی به معنای واقعی کلمه بدنبالش هستند، یعنی کسی که کار را انجام داده و می تواند به آنها هم نشان دهد که چگونه آنرا انجام دهند.
بسیاری از نتورکرهایی که با آنها صحبت کرده ام، هر روز در حال تقلا کردن و دست و پا زدن برای عضو گیری هستند. مسئله اینجاست که اکثر این افراد، بیشتر از 2 یا 3 دفعه، فروش (خرده فروشی۳) انجام نداده اند. آنها بجز برای اعتبارهایشان۴ برای هیچ فرد دیگری بازاریابی نکرده اند. اگر می خواهید که تلاشهای عضوگیریتان را سریعاً به نتیجه برسانید، شروع کنید به بازاریابی و خرده فروشی محصولاتتان. بیزینس خود را به مرحله سوددهی برسانید تا دلیلی برای ملحق شدن افراد داشته باشید. از خودتان این سؤال را بپرسید. اگر بدانم که فردی از بیزینس خود حتی ده سنت هم سود نبرده و یا نمی تواند برای بازاریابی محصولات، راهی بجز کار کردن با اعتبارهایم را به من نشان دهد، آیا به بیزینس او ملحق می شدم؟ نه، احتمالاً نه.
راه حلی که بدان پی بردم این بود که باید توانایی انتقال این باور که محصولات و فرصت درآمدزایی برای افراد مفید و منطقی است را کسب می کردم (هنر بازاریابی). مردم خودشان درک می کنند که من موفقیتهایی داشته ام و قادر هستم به آنها هم یاد بدهم که چگونه موفق شوند.
اگر شما آماده اید تا مثل Babe Ruth عضوگیری کنید، شروع کنید به یادگیری و تسلط بر هنر و علم بازاریابی تا جایی که بتوانید از بیزینس خود سود برده و به دیگران هم کمک کنید تا آنها هم سود ببرند.
رمز موفقیت شماره 7
سیستم آموزشی کمپانی به شما می گوید که چه کاری انجام دهید (What) اما نمی گوید چگونه انجام دهید (How)!
چرا برنامه های آموزشی به شما می گویند چه کاری انجام دهید اما نمی گویند چگونه آنرا انجام دهید؟ آنها همیشه چیزهایی شبیه این را می گویند: "در هر جلسه معرفی حداقل یک نفر را بیاورید." و یا "هر ماه 2 عضو جدید بگیرید." اما چگونه باید اینها را انجام دهم؟ آنها برای هر چیزی فرمولهایی دارند بجز چگونگی.
با آگاهی از اینکه مسئولیت آموزش گروهم بر عهده خودم است، مصمم شدم که چگونگی را یاد بگیرم آنچنان که به هر یک از اعضای گروهم نیز نشان دهم. راستی اگر بعد از این همه کار نمی توانستم آنها را به گروهم آموزش دهم، استفاده اهرمی۵ دیگر معنا نداشت، درست است؟ ماهها بعد و پس از سعی و خطاهای بسیار، یک سیستم آموزشی برای گروهم ایجاد کردم که قدم به قدم به آنها یاد می داد که چگونه به اهدافشان برسند و بیزینسشان را رشد دهند. نتایج، باور نکردنی بودند.
1- در اینجا ذکر این نکته را لازم دیدم که در آمریکا شرکتهای بسیار زیادی هستند که از راه فروش ابزار لازم برای بازاریابی موثر، درآمد کسب می کنند. ابزاری مانند کاتالوگ ها، cd ها، DVD ها، نوارهای مغناطیسی، Lead ها و ... که بسیاری از نتورکرهای کم تجربه بدون تحقیق و مشورت برای انتخاب بهترین شرکت و بهترین ابزار، پولهای زیادی بابت خرید این ابزار از دست می دهند. نکته دیگر اینکه در بسیاری از نتورکها، یک توزیع کننده، تعدادی محصول از کمپانی گرفته و در بین شبکه توزیع خود پخش می کند تا به فروش برسد و بسته به نتورکی که کار می کند باید درصدی از محصولات تحویلی را بفروشد تا بتواند دوباره از شرکت، محصول دریافت کند. م
2- بزرگترین بازیکن بیسبال آمریکا معروف به سلطان ضربه (1948- 1895)
3- Retail
4- Warm Market
5- Leverage
