تبليغاتX
TEAM - KAVIAN

دیروز جمعه در کاشان توسط لیدر های قدرتمند گروهمان

 جشن ۲ سالگی وست ویژن بر پا شد

علت زودتر برگزار کردن این جشن بخاطر برخورد با ایام سوگواری سید و سالار

شهیدان آقا ابا عبدالله الحسین بود. در این جشن که به همت سر لیدر کاشان

 سرکار خانم راضیه محمدی و آقای حمید محمدی مدیر وبلاگ راز پرواز برگزار گردید

 ابتدا با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط یکی از لیدر ها ی ایشان  و سپس 

 با سرود جمهوری اسلامی ایران آغاز گردید .

پس از آن جناب آقای محمدی با خیر مقدم به حضار به ایراد سخن پرداختند  و

سپس با سخنرانی آقای امیر حیدریان و اینجانب ادامه پیدا کرد .

در آخر به تعدادی از لیدرها هدایایی به همراه لوح تقدیر  بپاس قدردانی اهدا گردید.

 

 

 

+ نوشته شده توسط ع-د در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 18:14 |

نتورک بدرد همه میخورد ولی همه بدرد نتورک نمی خورند

در جواب دوستمان در قسمت نظرات باید بگویم: 

جناب آقای محمد از FBR در جواب دوستتان بفرمایید که اگر بخواهیم دیدمان

 را از مثبتها برگردانیم همه چیز و همه کس را منفی میبینیم ما بازاریاب هستیم

یعنی ما فروشنده پارس سگ هستیم نه خود سگ. اگر قیمت یک سگ ده هزار

تومان باشد ما باید توانایی آن را داشته باشیم که بتوانیم بابت فقط پارس سگمان

ماهانه مبلغ سی هزار تومان دریافت نماییم

ما سوار بر کشتی در دریا هستیم باید توجه داشته باشیم که دریا طوفان دارد بی

 آبی دارد دریا زدگی دارد اگر قرار است پول به مفت در بیاوریم  و همه ما را تشویق

 نمایند و همه کارها روبراه و بر وفق مراد ما باشد که همه اینکاره بودند

چه میشود که عده ای از کشتی پیاده میشوند و به راه خود میروند اینان

 طاقت سختی راه را ندارند و یک شبه پولدار شدن بدون رنج را بیشتر میپسندند

 تا از کار کردن در شرایط سخت .آری هر کسی مشگلات خودش را دارد و شرکت

 هم مشگلات خودش را و این را هم بدانید که شرایط برای همه یکسان است در

 همین شرایط یکی میشود پلاتینیوم و دیگری مانده در تعادل یک و یک. اگر دوست

دارید از این وضعیت نجات پیدا کنید تغییر نگرش بدهید و به اینهمه امکاناتی که وجود

 دارد فکر کنید نه به چیزهایی که وجود ندارد .اگر معنی ساپورت را میخواهید  بدانید،

 واز بالا سری توقع دارید بیهوده وقت صرف نکنید اگر قرار بود کاری را

انجام دهیم که طبق یک روال عمومی بود،حقوقش هم ماهیانه طبق روال عرف بود.

ولی قرار است شما میلیونر شوید پس بیایید توقعات را کم کنید و بجای فکر کردن

 به چرا ها به چگونگی ها فکر کنید اگر من کار بدون مشگل میخواستم حتما میرفتم

 در یک نانوایی شاگرد میشدم و این را هم از من داشته باشید، من هم بالاسری

 نداشتم، کسی که مرا وارد کرد پس از چند روز من را رها کرد و رفت دنبال کارش، خودم

 بودم و نیروی خلاقیت خودم، یا باید من هم به بهانه اینکه کسی نیست تا مرا ساپورت

 کند کار را رها میکردم و یا اینکه میماندم و با اتکا به نیروی خلاقیت خودم موفق میشدم

 ولی من ماندم و تصمیم گرفتم  حتی از یک بچه ده ساله چیز یاد بگیرم تا در جهت رسیدن

 به جایگاه یک لیدر از آن استفاده کنم از هیچ کوششی دریغ نکردم تازه در آن زمان بحران

 و اخبار منفی بود که ظرف مدت دو ماه و اندی گلد شدم و امروز به اینکه اسمم در جایگاه

 یک تاپ لیدر میباشد نمیبالم و همین الان هم از جایگاه صفر و صفر کارم را ادامه میدهم.

 چه با تو و چه بی تو .

 در پایان به شما توصیه میکنم کتاب جادوی کار پاره وقت اثر جیم ران را حتما بخوانید

+ نوشته شده توسط ع-د در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 17:24 |

انالله و انا الیه راجعون

جناب آقای مهندس ابوالفضل بابایی

ضایعه درگذشت پدر بزرگ گرامیتان را

به شما و خانواده محترمتان تسلیت

عرض مینمایئم

از طرف خانواده بزرگ وست ویژن

TEAM - VAST

 

 
+ نوشته شده توسط ع-د در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت 0:48 |

اولین نفری که محصول سولار را از شرکت خریداری کرد

اینجانب علی دلال زاده در روز  سه شنبه ۲۶/۱۰/۱۳۸۵ به گفته مسئولین شرکت اولین

 نفری بودم که محصول سولار شرکت وست ویژن را خریداری کردم و از ای کارت با شماره

 سریال ۱۰۳۳۰۰ که اولین شماره سریال فروش محصول سولار میباشد استارت خرید و

 فروش محصول سولار را زدم و اولین ورودی اینجانب هم جناب آقای محمد مدبری میباشد .

باشد که این اقدام فراگیر شود و نام وست ویژن به عنوان مبتکر طرح بای سولار در

 عرصه تجارت الکترونیک در سطح بین المللی مطرح شود . 

 

+ نوشته شده توسط ع-د در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت 0:19 |

دیشب جلسه هفتگی سر لیدر های اینجانب در یکی از باغچه های فرحزاد برگزار گردید

در این جلسه استراتژی های خرید سولار و چگونگی فعال سازی پلان فرهنگی مورد برسی

قرار گرفت . در این جلسه لیدرها گزارشی از عملکرد هفته گذشته خود را به اطلاع رساندند

و تبیین استراتژی در هفته آینده را مورد برسی قرار دادند.

از امروز در مجموعه استارت فعال سازی اعضاء برای ثبت پلان فرهنگی که آموزش تجارت

 الکترونیک میباشد خواهد خورد و کسانی که مایل فعال کردن جایگاه خود میباشند از طریق

 تهیه ( ای کارت ) آن هم توسط لیدر ها میتوانند اقدام به این عمل نمایند . قیمت ایکارت که

بصورت فیزیکی در اختیار قرار میگیرد پنجاه هزار تومان میباشد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 و ساعت 10:48 |

هفت قانون معنوی موفقيت

۱= قدرت توانایی مطلق:

2= قانون بخشایش:

 

3=قانون (کارما) یا علت و معلول:

 

4=قانون کمترین تلاش:

 

5=قانون قصد و آرزو:

6=قانون عدم دلبستگی:

 

7=قانون (دارما) یا غایت حیات:

                              توضیحات کامل در ادامه مطلب

 این کتابی است که جناب مهندس بابایی در خواندن آن بسیار تاکید دارد .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 و ساعت 9:44 |

دوست داريد فكر اطرافيانتان را بخوانيد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 و ساعت 9:4 |

   جوابیه یك ایرانی وطن دوست

تیم وست ویژن تبریز

+ نوشته شده توسط ع-د در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 18:26 |
             موانع موفقيت


 

هرفردي موفقيتهاي خويش را براساس يك مقياس نسبي مورد
 
سنجش قرار مي دهد. مـوفـقـيـتـهاي كـوچـك بـرخي اشخاص در
 
نظر برخي ديگر ممكن است بزرگ جلوه نمايد؛اين كاملا بستگي
 
 بنوع تربيت، تحصيلات و شرايط مـوجود در زندگي شما دارد.
 
تا زمانيكه به اهداف خود دست يافته و براي بهترين بودن
 
سختكوشي مي كـنـيـد، فـردي موفق محسوب ميشويد. اين
 
 اصل مطلب است.
 
با اين حال افرادي نيز وجود دارندكه نمي توانـندبه سطـح رضايت
 
 بخشي ازموفقيت دست يابند.ضعفهاي شخصيتي و يـا خـصوصـيات
 
 از پـيـش تعيين شده زندگي آنها، مـوانـع اصـلي راه چنين انسانهايي
 
 بشمار مي رود. اگر در زندگي خـود شـرايـط دشـواري را تـجربه
 
 كرده ايد، نگاهي به اين صفات و موقعيت ها بيندازيد تا ببينيد د
 
ر حال آماده نمودن خود براي شكستهاي بيشتر ميباشيد يا خير.

پشت گوش اندازي
 
ممكن است يكي از اصليترين اهريمنان عامل نابودي شما در
 
 تحصيل و زندگي شغلي، طفره رفتن و به تعويق انداختن امور
 
 بوده باشد. افرادي كه علامت مزمن اين "بـيـمـاري"
 
در آنها ديده ميشود، مايلند با اين جملات توجيه كننده كه "
 
 تمام كردنش كاري نخواهد داشت" و يا "نگران نباش، وقت
 
 براي انجام دادنش بسيار است"، كارها و وظايفشان را براي
 
 هميشه از سر خود باز كرده و به تعويق بيندازند.
 
اگر كاري در حد و اندازه قابليتهايتان به شما روي آورد ولي به
 
 دليل عذر و بهانه هاي ذكر شـده از انجام آن ممانعت بعمل آورديد،
 
 قطعا" پشت گوش اندازي مشكل اصـلي بـوده و بايد مرتفع گردد.
 
 احساس ميكنيد كه زمان در اختيار شما اسـت، اما هنگامي كـه
 
وقـت موعود نزديك مي شود، براي اتمام كار بسرعت هجوم مي
 
 آوريد و نتيجه آن خواهد شد كه آن طور كه در ابتدا مد نظرتان
 
 بود از انجام عمل مورد نظر باز خواهيد ماند.
 
فرد پشت گوش انداز معمولا انساني تنبل و سست مي باشد. او
 
براي همه چيز عذر و بهانه داشته و با اينكه توانايي و ابزار
 
 انجـام امـور را در اختـيـار دارد، از اتـمام آنـها طـفره مي رود.
 
 كار كردن با چنين اشخاصي غير قابل تحمل است و نه تنها
 
 كاستي و سستي آنها باعث اختلال در كارها ميگردد، بلكه
 
 كارمندان فعال ديگر نيز مـمكـن اسـت به چنـين خصيصه اي
 
 دچار شده و رويه آنها را در پيش بگيرند.
 
+ نوشته شده توسط ع-د در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 12:46 |

7 راه علاقمند كردن شنوندگان

همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني کردن مي شويم. مصاحبه اي براي کار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شرکت محل کارتان است؟ بله، همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد که اين فرصت ها از دست بروند بدون اينکه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.
در اينجا به نکاتي اشاره مي کنيم که هنگام سخنراني کردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.

1- شنوندگان را هم درگير کنيد
شنوندگان هم دوست دارند که وارد ماجرا شوند، نه اينکه فقط گوش کنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30 تا 90 دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب کنيد. مي توانيد همان تکنيک قديمي شروع کردن سخنراني با يک جوک را به کار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.

اشتباه نکنيد--مطمئناً دادن يک جنبه ي شوخي آميز به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت کلي وارد سخنراني کنيد با اينکه سخنراني را با يک جوک شروع کنيد بسيار متفاوت است. پس بهتر است که آن را با يک سوال آغاز کنيد. اين تکنيک بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي کند. تکنيک ديگري که گه گاه توسط بعضي سخنرانان به کار گرفته مي شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.

2- سرزنده و با روح باشيد
بهترين سخنرانان کساني هستند که چه در حرکاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست که خود را پشت سکو پنهان کنيد يا فقط در گوشه اي باستيد. دفعه ي بعد اين کار را امتحان کنيد: وقتي براي يک گروه 20 نفره يا بيشتر سخنراني مي کنيد، حين صحبت کردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يکي از شنوندگان قرار دهيد. با اين کار باعث خواهيد شد که توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش کنند.

3- صدايي تاثيرگذار داشته باشيد
روي چيزي که مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. کسي توقع ندارد که مثل يک گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم کننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نکته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت کردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سکوت کنيد.

4- از کارهايي که باعث پرت کردن حواس شنوندگان مي شود دوري کنيد
هيچ چيز به اندازه ي اين کار نمي تواند يک سخنراني را خراب کند. چند وقت پيش مديري را ديدم که سخنراني اش را فقط به خاطر اينکه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي کرد از دست داد. بعد از سخنراني کسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي گفتند که چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. کنار گذاشتن اين عادت ها کار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري کنيد و بعد آنرا مرور کرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را کنار بگذاريد.

5- لباس مناسب بپوشيد
روزي با يکي از مدير عاملان صحبت مي کردم که مي گفت اولين چيزي که در برخورد با يک فرد به آن توجه مي کند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد که حداقل يک پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد که کفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يک سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت کنيد.

6- حرف هاي تازه بزنيد
از تکرار کردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز کنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي کنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز کنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است که در موردش صحبت کنيد. حرف ها و مطالب تکراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد کرد. حرف هاي جديد برعکس آنها را راغب به گوش کردن و توجه بيشتر مي کند.

7- تمرين داشته باشيد
چندين مرتبه تمرين کردن سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود چون معمولاً رقبايتان اين کار را نخواهند کرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي گذارند. يک سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي کند که چطور سخنراني خود را شروع کند و چطور به پايان برساند. مي دانند که چه موقع بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه کسي بگذارند. مي دانند که چه زماني سکوت کرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي دانند که به کجا نگاه کنند. با تمرين کردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهخيد داد.

موفق باشيد
ــــــــــــــــــــ

با اجراي اين نکات مطمئناً موفق خواهيد شد که توجه حضار و شنوندگان را کاملاً به خود معطوف کرده و سخنراني عالي تحويل آنها دهيد. 

+ نوشته شده توسط ع-د در شنبه بیست و سوم دی 1385 و ساعت 23:8 |

                   نتورک يعنى ازخود گذشتگى :    

 

... چندين سال پيش دخترى نابينا زندگى ميكرد كه بخاطر نابينا بودن از خودش

 

  متنفر بود. اواز همه نفرت داشت الا نامزدش . روزى دختر به پسر گفت كه اگر

 

روزى بتواند دنيا را ببيند آن روز، روز ازدواجشان خواهد بود.تا اينكه سرانجام

 

شانس به او روى اورد و شخصى حاضر شد تا يك جفت چشم به دختر اهدا كند.

 

آنگاه بود كه توانست همه چيز از جمله نامزدش را ببيند پسر شادمانه از دختر

 

پرسيد آيا زمان  ازدواج ما فرارسيده ؟ دختر وقتى كه ديد پسر نابينا است شوكه

 

شد و درپاسخ گفت : "متاسفم" نميتوانم با تو ازدواج كنم آخه تو نابينايى پسر

 

در حاليكه اشك مي ريخت سرش را پايين انداخت واز كنار تخت دختر دور شد

 

بعد رو به دختر كرد و گفت: فقط ازتو خواهش مى كنم مراقب چشمان من باشى!

 

 

 منبع:گروه وست ویژن کاشان

+ نوشته شده توسط ع-د در شنبه بیست و سوم دی 1385 و ساعت 22:0 |

هشدار به وبلاگ نویسان

از آنجایی که تعدادی از وبلاگها مورد هک افراد سودجو قرار گرفته اند  واین

هک از طریق برنامه های نرم افزاری است که میتواند پسورد یاهو را پیدا

کند و با یک فورگاد پسورد طرف پسورد وبلاگ شما را پیدا میکند لذا از کلیه

دوستان وبلاگ نویس میخواهیم هر چه سریعتر ایمیل های قرار داده شده

در وبلاگ خود را از یاهو به جی میل و یا هات میل تغییر دهند تا بلایی که

سر وبلاگ تیم آموزشی راه سبز آمده برای دیگران تکرار نشود.

+ نوشته شده توسط ع-د در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 و ساعت 18:47 |

با سلام خدمت دوستان عزیز

دوستان اگربعضا میبینند جایگاهشان بلاک شده و مبالغ (ای بانک و جی بانک)

بهم ریخته نگران نشوند این مشگل بخاطر تغییراتی که در سایت در حال انجام

است بوجود آمده و بزودی مرتفع خواهد شد

 

خدمت آن دسته از عزیزانی که در باره استراتژی ۱۵ خرید سوال داشتند

 باید عرض کنم که یکسری مزایا که حدود ۱۲ مورد میباشد وجود دارد که

 بایستی حضوری خدمتـتان عرض نمـایم . ما روزهـای جمـعه در پــارک و

 روزهای یکشنبه کوه در خدمت این عزیزان هستیم.

+ نوشته شده توسط ع-د در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 و ساعت 10:11 |

با سلام خدمت دوستان و همکاران  گرامی

 از این پس می توانید ( تا اطلاع رسمی از طرف سایت وست ویژن )  با شماره تلفن های زیر با دفتر نمایندگی شرکت کیش وست ویژن اینتر نشنال در ارتباط باشید .

۸۸۵۵۲۱۲۴   -    ۸۸۵۵۲۱۲۵   - ۸۸۷۲۱۹۹۲    -  ۸۸۷۰۴۶۵۲

با تشکر از سون ویژن

+ نوشته شده توسط ع-د در چهارشنبه بیستم دی 1385 و ساعت 9:13 |

آیا میدانید شرکت( ام وی) پس از ۵ سال توانست مجوز قانونی بودنش را در آمریکا

 بگیرد ولی شرکت وست ویژن توانست مجوز قانونی بودنش را ظرف ۲ سال در

جمهوری اسلامی بگیرد ؟

شرکت وست ویژن بعنوان اولین نتورک قانونی در این هفته تابلوی بزرگ خود را بر

 سردرب ساختمان اختصاصی دفتر مرکزی نصب خواهد کرد .

این نشانگر شعور بالای مسئولین در ایران میباشد و آماده باشید که جشن

 ۲ سالگی وست ویژن بزودی گرفته خواهد شد . این خبر تقدیم به کسانی

 که در راه رسیدن به اهدافشان پایمردی از خود نشان دادند و از جان مایه

 گذاشتند .خسته،ناامید و دلسرد نشدند و همواره در کنار ما بودند با جهل

مبارزه کردند و حال شاهد این پیروزی بزرگ هستند .

 آفرین بر این همیت و غیرت ایرانی

+ نوشته شده توسط ع-د در شنبه شانزدهم دی 1385 و ساعت 9:32 |
حيوانات به سادگي به ما نشان مي دهند که چطور مي توان محدوديتهاي ذهني تحميل شده را پذيرفت . کک, فيل و دلفين مثالهاي خوبي هستند.
ککها حيوانات کوچک جالبي هستند آنها گاز مي گيرند و خيلي خوب مي پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند.اگر يک کک را در ظرفي قرار دهيم از آن بيرون مي پرد . پس از مدتي روي ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقي رخ مي دهد . کک مي پرد و سرش به در ظرف مي خورد و با کمي سر درد پايين مي آيد . دوباره مي پرد و همان اتفاق مي افتد . اين کار مدتي تکرار مي شود . سر انجام در ظرف را بر مي داريم کک دوباره مي پرد ولي فقط تا همان ارتفاع سرپوش برداشته شده درست است که محدوديت فيزيکي رفع شده است ولي کک فکر مي کند اين محدوديت همچنان ادامه دارد
فيلها را مي توان با محدوديت ذهني کنترل کرد . پاي فيلهاي سيرک را در مواقعي که نمايش نمي دهند مي بندند . بچه فيلها را با طنابهاي بلند و فيلهاي بزرگ را با طنابهاي کوتاه به نظر مي آيد که بايد بر عکس باشد زيرا فيلهاي پرقدرت به سادگي مي توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بکشند ولي اين کار را نمي کنند علت اين است که آنها  در بچگي طنابهاي بلند را کشيده اند و سعي کرده اند خود را خلاص کنند . سرانجام روزي تسليم شده دست از اين کار کشيده اند. از آن پس آنها تا انتهاي طناب مي روند و مي ايستند آنها اين محدوديت را پذيرفته اند
دکترادن رايل يک فيلم آموزشي در مورد محدوديتهاي تحميلي تهيه کرده است . نام اين فيلم  مي توانيد بر خود غلبه کنيد  “ است در اين فيلم يک نوع دلفين در تانک بزرگي از آب قرار مي گيرد نوعي ماهي که غذاي مورد علاقه دلفين است نيز در تانک ريخته مي شود . دلفين به سرعت ماهيها را مي خورد . دلفين که گرسنه مي شود تعدادي ماهي ديگر داخل تانک قرار مي گيرند ولي اين بار در ظروف شيشه اي دلفين به سمت آنها مي آيد ولي هر بار پس از برخورد با محافظ شيشه اي به عقب رانده مي شود پس از مدتي دلفين از حمله دست مي کشد و وجود ماهيها را نديده مي گيرد . محافظ شيشه اي برداشته مي شود و ماهيها در داخل تانک به حرکت در مي آيند آيا مي دانيد چه اتفاقي مي افتد ؟ دلفين از گرسنگي مي ميرد غذاي مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولي محدوديتي که دلفين پذيرفته است او را از گرسنگي مي کشد .
 ما دلفين نيستيم فيل و کک هم نيستيم ولي مي توانيم از اين آزمايشات درس بگيريم زيرا ما هم محدوديت هايي را مي پذيريم که واقعي نيستند به ما مي گويند يا ما به خود مي گوييم نمي توان فلان کار را انجام داد و اين براي ما يک واقعيت مي شود محدوديت ذهني به محدوديتي واقعي تبديل مي شود و به همان مستحکمي . چه مقدار از آنچه ما واقعيت مي پنداريم واقعيت نيست بلکه پذيرش ماست.
+ نوشته شده توسط ع-د در شنبه شانزدهم دی 1385 و ساعت 3:16 |

امروز دفتر جدید وست ویژن بدست لیدرهای تراز اول این شرکت بازگشایی شد


 

امروز چهارشنبه 13/10/1385 ساعت 5 بعداظهر دفتر جدید وست ویژن با حضور بزرگ لیدر

 

 این شرکت جناب مهندس بابایی و حضور مدیران ارشد این مجموعه بزرگ افتتاح گردید .

 

ساختمان اختصاصی این شرکت واقع در خیابان یوسف آباد تهران کوچه 29 پلاک 54 میباشد .

 

این ساختمان که شامل 5/2 طبقه که هر طبقه آن فضائی حدود 250 متر میباشد از روز شنبه هفته آینده

 

پذیرای اعضاء وست ویژن میباشد .

 

امروز پس از ورود ما را به طبقه بالا که مخصوص لیدر های مجموعه بزرگ

 

 وست ویژن میباشد راهنمایی کردند پس از گذشت چند دقیقه که تمامی لیدر ها حضور

 

 بهم رساندند به طبقه پایین که مخصوص مراجعات مشتریان و پاسخگوی نیاز افراد

 

 میباشد راهنمایی شدیم که در آنجا جناب مهندس بابایی هم حضورداشتند طی مراسمی

 

 که از قبل تدارک دیده شده بود یک روبان جلوی درب ورودی بسته شده بود که

 

 بایستی با دستان جناب مهندس بابایی پاره میشد و دفتر رسما افتتاح میگردید .

 

پس از ذکر صلوات جناب بابایی فرمودند که چون دفتر متعلق به خود اعضاء

 

 وست ویژن میباشد لذا بایستی توسط خودتان هم افتتاح گردد لذا از دو تن از مدیران

 

 ارشد آقایان آرش رزقی و تایماز ولیزاده خواستند که این بازگشایی توسط دستان

 

 آنها انجام گیرد .پس از مراسم افتتاح و ورود به آن قسمت و پذیرائی از لیدرها جناب مهندس

 

 بابایی شروع به سخنرانی و پاره ای توضیحات در مورد راه آندازی سایت و مشگلاتی

 

 که در این میان باعث شده بود تا بسته بودن سایت بطول انجامد پرداختند . ایشان در بخشی

 

 از سخنانشان فرمودند اگر شما لیدرها بابت تعمیرات و عدم سرویس دهی سایت  یک برابر

 

 نگرانی داشتید این را بدانید که من ده برابر شما از این بابت ناراحت بودم ولی اکنون که ما

 

 با مجموعه بزرگی روبرو هستیم با یستی در قسمت پشتیبانی سایتی را در اختیار اعضاء

 

 قرار دهیم که توان سرویس دهی بالایی را داشته باشد و به این منظور سایت را در اختیار

 

 سرورهای خودمان در کانادا قرار دادیم و آنها بودند که تا این حد ما را معطل کردند و

 

 انشااله تا آخر امشب این نقیصه برطرف خواهد شد ایشان در بخشی دیگر از سخنانشان

 

  فرمودند از این پس در طبقه فوقانی دفتر این لیدر ها هستند که باید پاسخگوی افراد

 

 مجموعه خود باشند جایگاه یک لیدر باید مشخص شود و بداند که مسئولیت و راهبری

 

 مجموعه خود را بعهده بگیرد و از این بابت بایستی از تمامی توان خود بهره بگیرد و

 

 افراد بایستی ضمن احترام به لیدر خود تمامی مسائلی راکه در مجموعه   وجود دارد

 

 با لیدر خود هماهنگ نمایند و برای لیدرها کارت شناسایی تهیه خواهد شد .

 

در پایان ایشان فرمودند در نظر داریم نرم افزاری را روی سایت نصب نماییم تا

 

 افرادی را که فعالیت بازاریابی ندارند و هیچ پورسانتی را هم در یافت نمیکنند

 

 اتوماتیک بلاک شوند تا بدینوسیله آمار بازدید های بیخودی از سایت حذف شود

 

 در نتیجه سرعت سایت و امکانات دیگر برای افرادی که مشغول به فعالیت میباشند

 

 زیادتر شود و اگر چنانچه این افراد بخواهند فعالیت خود را شروع نمایند با صلاحدید

 

 لیدرها جایگاهشان مجددا فعال خواهد شد

 

تیم آموزشی وست ویژن

+ نوشته شده توسط ع-د در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 و ساعت 0:30 |

قابل توجه علاقمندان به کلاسهای بنیان

دوره مقدماتی تهران ۲۰/۱۰/۱۳۸۵ آغازمیشود برای ثبت نام تا ساعت ۹ امشب فرصت دارید .

برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ۸۸۷۷۹۳۷۳ تماس بگیرید.

بنیان فضایی است برای شناخت و کشف گوهر وجود .

+ نوشته شده توسط ع-د در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 و ساعت 14:42 |
به راستی شما الان کجا هستید ؟
شتر کوچولویی    از مادرش پرسید :
- مادر ممکنه چندتا سئوال ازتون بپرسم ؟
- البته , چیه پسرم چیزی هست که تورو اذیت می کنه ؟
- چرا شترها کوهان دارند ؟
- خب پسرم , ما حیوانات بیابان هستیم , برای ذخیره آب به کوهان نیاز داریم . ما به عنوان موجوداتی که می تونند بدون آب باقی بمونند شناخته شده ایم .
- خب پس چرا ساق پاهای ما بلند و پاهامون گرده ؟
- واضحه پسرم , ما اونها رو برای اینکه بتونیم بهتر از هرکسی در بیابان راه بریم لازم داریم .
- خب پس چرا مژه های ما بلنده ؟ بعضی وقتها مزاحم دید من هستند .
- پسرم , اون مژه های بلند و ضخیم یک محافظ و پوشاننده هستند . اونها برای محافظت چشم ها از شن های بیابان کمک می کنند .
- فهمیدم ! پس کوهان برای اینه که ما وقتی که در بیابان هستیم آب رو ذخیره کنیم و پاهامون برای اینه که بتونیم در بیابان راه بریم و این مژه های بلند محافظ چشمامون از شن های بیابان هستند .
اما یه سئوال دیگه مادر
- چیه عزیزم ؟
- پس قفس ها چی هستند ؟ ما توی قفس چی کار می کنیم ؟
 
مهارت ها , دانش , توانایی ها و تجربیات فقط هنگامی مفید هستند که شما در مسیر و مکان صحیح باشید.
شما الان کجا هستید ؟
 
گروه آموزشي فتح بهشت
+ نوشته شده توسط ع-د در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 و ساعت 1:12 |
 
او در مزرعه اي كوچك در ايالت نيويورك به دنيا اومد و از همان كودكي به حرفه پدرش روي خوش نشان نداد!  بعد از مدرسه پيشنهاد پدر براي ادامه تحصيل در رشته حقوق را نپذيرفت و پدرش را به شدت رنجاند. او به تدريس در مدرسه دهكده پرداخت، اما خيلي زود از اين كار هم خسته شد.
 اندكي بعد او با 18 سال سن حسابدار يك فروشگاه گوشت شد، هر چند او همانقدراز كار خود نفرت داشت، كه از كار فرمايش.
او به شغل فروشندگي جلب شد. او آرزو داشت كه روزي به ثروت و دولت دست يابد و تصور ميكرد كه با فروشندگي سيار ميتواند به روياي خود برسد.به هر حال اين شيوة زندگي در نظر او خيال انگيزتر و پرشورتر از كار يكنواخت حسابداري بود، به علاوه او با فروشندگي فرصت پيدا ميكرد كه به نقاط تازه سفر كند و در هتلهاي گوناگون اقامت كند.در اين زمان او با فروشنده اي دوره گرد به نام جرج كورن ول آشنا شد كه فروشنده دوره گرد ارگ و چرخ خياطي بود. او به سرعت پيشنهاد دستياري كورن ول رو پذيرفت. و در مسيري تازه قدم برداشت.اما ...
اما تصور او از اين حرفه خيالي و فريبنده بود. ميپنداشت كه كار فروشندگي دوره گرد با حضور در رستورانهاي مجلل و اقامت در هتلهاي زيبا توام است. اما در عمل حقايق تلخ و ناگواري را تجربه كرد كه با تصورات او كاملا مغاير بود. اگرچه هفته اي 10 دلار ميگرفت كه 2 برابر درامد قبلي او بود، اما ظاهراً كورن ول فراموش كرده بود كه به او بگويد محدوده كار آنها محله هاي فقير نشين حاشيه شهر خواهد بود. با اين وجود او با اين كار فرصتي يافت تا فنون فروشندگي را كاملا آموخته  و تجارب مفيد و ارزنده اي را بياموزد.كورن ول تصميم گرفت كه كار خود را به عنوان يك فروشنده دوره گرد رها كند. اما او به تنهايي به كار خود ادامه داد و درامدش به هفته اي 12دلار رسيد. او مدت يك سال از چنين درامدي خشنود بود تا اينكه دانست درامد ساير فروشندگان از طريق دريافت كميسيون تامين ميشود نه حقوق هفتگي. و تازه فهميد كه در تمام اين مدت فريب خورده. آگاهي از اين موضوع غرور او را جريحه دار كرد. او بيدرنگ دست از كار كشيد و با نخستين قطار راهي شهر بوفالو در ايالت نيويورك شد.
آن روزها با دوران ركود و كسادي كار مقارن بود و به ندرت در بوفالو شغلي يافت ميشد. 2 ماه به اين ترتيب گذشت و او همچنان بيكار بود و حتي پول سفر به شهر خود را هم نداشت. نميدونم شما در اين موقعيت چه كار ميكرديد، اما او دلسرد و وا خورده دنبال كار ميگشت و حتي ميخواست به پدر و مادرش نامه بنويسد و از آنان تقاضا كند هزينه بازگشت را براي او بفرستند. اما بالاخره پشتكارش به نتيجه رسيد و كاري در زمينه فروشندگي چرخ خياطي در شركت Wheeler & Wilcox پيدا كرد. آيا اين بار اين آغاز راهي جديد براي او بود؟؟ ظاهراً اين طور به نظر ميرسيد اما ...
كارش در اين شركت دوام چنداني نيافت. ولي همين فرصت كافي بود تا او با مردي به نام سي.بي.بارون آشنا شود.اين مرد تاثير عميقي در او به جاي گذارد. بارون فروشنده به دنيا آمده بود. او فردي خوش مشرب بود و با رفتار مودبانه و زبان شيرين خود، مشتريان را به شدت تحت تاثير قرار ميداد. به علاوه به ظاهر خود ميرسيد و خوش لباس بود. خلاصه اينكه تمام خصوصيات يك فروشنده موفق را يك جا داشت. مرد داستان ما شخصيت ايده آل خود را در وجود بارون يافت. به همين دليل وقتي چنين مشاور وجربي او را به كاري جديد دعوت كرد،(البته اشتباه نكيند، نتورك ماركتينگ نبود)دعوتش را بيدرنگ پذيرفت و در حين كار اخلاق و رفتار وي را الگوي رفتار خود قرار داد. بارون هم او را براي همكاري با خود كاملا شايسته ميدانست،‌ چرا كه او فردي پر دل و جرات بود و شور و حرارت او براي كسب موفقيت احساسات هر كسي را برمي انگيخت. به هر حال دوست ما تحت نشر بارون تمام شگردهاي هنر فروشندگي را آموخت. او چنان تحت تاثير بارون قرار گرفت كه رفتار و گفتار او را مو به مو تقليد ميكرد و تمام عبارات مهم و كليدي را كه بارون به هنگام داد و ستد به كار ميبرد، تكرار ميكرد. او در تمام امور اصول را ياد ميگرفت و درسش را به خوبي مي آموخت. به همين دليل درآمدش به زودي از مجموع درآمد قبلي اش فراتر رفت. او براي اينكه با اطمينان بيشتري به روياهايش برسد تصميم گرفت سرمايه گذاري نيز داشته باشد. در اين زمان فروشگاههاي زنجيره اي به تدريج جاي خود را در آمريكا باز ميكردند. او با مشاهده روند كار اين فروشگاه ها احساس ميكرد كه فرصتهاي بينظيري در حال تكوين است و او نبايد چنين فرصتهايي را از دست بدهد. او همچنين احساس ميكرد كه ميتواند در دو جبهه همزمان مبارزه كند. از اين رو همه موجودش را روي هم گذاشت و يك مغازه قصابي در بوفالو داير كرد با اين هدف كه شعبه هايي در نقاط مختلف آمريكا داير كند و روياي او اين بود كه پس از چند سال سلطان گوشت بوفالو شود.او نخست افرادي را استخدام كردو سپس براي اينكه همه چيز را تحت كنترل داشت باشد ماشين حسابي را اجاره كرد و در اختيار صندوقدارش قرار داد كه تمام فروش روزانه را ثبت ميكرد. همه چيز بر وفق مراد بود به طوري كه او عاقبت توانسته بود راهي را به سوي توانگري بيابد. اما ...
يك روز صبح، بارون تمام پولهاي او را برداشت و گريخت. او براي يافت بارون همه جا را زير و رو كرد اما تلاش او بي ثمر بود. او كه براي دومين بار در زندگيش فريب ميخورد، با خود سوگند خورد كه ديگر فريب كسي را نخورد. اندكي بعد او كار خود را در شركت BBL از دست داد. گوئي بدبياري نميخواست از او دست بردارد. او به اندازه كافي پول نقد در اختيار نداشت. ناگزير فروشگاه قصابي خود را نيز در بوفالو تعطيل كرد. بر او معلوم شد كه اين فروشگاه نيز آنقدرها كه دل به آن بسته بود سودي نداشت. احساس ميكرد روياي سلطان گوشت بوفالو شدن، بيش از خواب و خيالي ريشخند آميز نبود.
در آن سال آمريكا با بحران اقتصادي شديدي روبه رو بود و او ميبايست به سرعت كاري دست و پا ميكرد. او همه چيز مغازه قصابي اش رو فروخت. او به هنگام تحويل دادن ماشين حسابي كه از شركت  NCR كرايه كرده بود، از فرصت استفاده كرده تواناييهاي خود را در فروشندگي به اطلاع جان رانج، مدير شركت رساند و تقاضاي كار كرد. مدير شركت كه چندان تحت تاثير سخنان او قرار نگرفته بود، پيشنهاد او با نپذيرفت، اما او تصميم گرفت كه به هر ترتيب ممكن در آن شركت كار كند و در برار پاسخ نه مقاومت كند. او با قاطعيت تمام موي دماغ آقاي مدير شد و بر پيشنهاد خود پاي فشرد. عاقبت رانج كه تحت تاثير مقاومت او قرار گرفته بود تصميم گرفت وي را به طور آزمايشي استخدام كند. به اين ترتيب او يكي از اصول مهم و كليدي فروشندگي يعني نپذيرفتن كلمه نه را به عنوان پاسخ نهايي به كار برد.با وجود اينكه او از تجربه هاي گذشته بهره مند بود، طرحها و معادلاتش در فروش كالاهاي اين شركت درست از آب در نيامد. در نتيجه پس از گذشت 10 روز خسته كننده، دست از پا درازتر به جاي نخست برگشت. رانج تصميم گرفت چند روزي او را همراهي كند تا نقاط ضعف او را بشناسد و شيوه درست را به او بياموزد. براي مثال، او نميدانست كه اگر يك مشتري بگويد من به ماشين حساب نيازي ندارم، چه واكنشي بايد نشان دهد. رانج شيوه درست برخورد با چنين مشترياني را به وي آموخت.سرانجام او با در اختيار داشتن كوله باري از اطلاعات تازه، به فروشنده اي فوق العاده تبديل شد. اما ...
اما اين بار ديگه همه چيز خوب جلو رفت.او پس از 3 سال از آغاز كارش در شركت NCR ركورد فروش را در تمام دوران فعاليت شركت شكست. او تنها در يك هفته توانست مبلغ 1255$ بابت 15% حق كميسيون  فروش ماشين حساب دريافت كند. او فروشنده خاف العاده اي شده بود تا اينكه مدير كل شعبه اي از شركت شد كه آينده روشني براي آن پيش بيني نميشد.اما تلاش و استقامت او به زودي درامد اين شركت را هم به شدت افزايش داد به طوري كه پاترسون تحت تاثير قوه تحرك و عملكرد شگفت انگيز او،‌وي را به مديريت بخش ماشينهاي دست دوم شركت گماشت. 3 سال بعد او مدير كل فروش شركت شد. تاكنون سابقه نداشت كه فردي به اين سرعت سلسله مراتب را در آن شركت طي كند. اسم او بر سر زبانها افتاد. او در 34 سالگي به كمك شور و حرارت بي حد و حصر و كار خستگي ناپذير خود، در شركت NCR وقام والائي را كسب كرده بود.بدبياري ديگر تمام شده بود. راه او به سوي دولتمندي هموار شده بود.سالها تلاش بالاخره نتيجه داده بود. اما ...
اما بحراني در انتظار او بود.شركت ACR عليه شركت NCR (رغيب خود) به دادگاه شكايت كرد و اين شركت را به تقض قانون منع تراست در آمريكا متهم كرد. دادگاه پس از رسيدگي به اين شكوائيه شركت و NCR به مقصر دانست و پاترسون و دوست ما را پنج هزار دلار جريمه كرد. گره در دادگاه از او رفع اتهام شد. اما رابطه او با پاترسون به علت مشاجره هايي كه با هم داشتند به شدت تيره شد. تا اينكه او بعد از 19 سال كار در شركت NCR از اين شركت اخراج شد!
 
آيا اين پايان همه چيز بود؟
چه سرگذشتي براي اين مرد مقاوم رقم ميخورد؟
آيا چنين چيزي سزاوار او بود؟
آيا بعد از اين همه شكست، زماني كه ديگر در نزديكي موفقيت بود، بايد همچين چيزي اتفاق مي افتاد؟
اصلاً او كيست؟ و آيا در آينده همچنان شكست هايش ادامه خواهد داشت؟
 
ادامه دارد اما قبل از آن منتظر جوابها و نظرات شما هستم
+ نوشته شده توسط ع-د در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 و ساعت 0:43 |

جوابیه تیم وست ویژن تبریز به نتورکهای دیگر

تیم وست ویژن تبریز

          

+ نوشته شده توسط ع-د در دوشنبه یازدهم دی 1385 و ساعت 11:34 |

 قهرمانان ،  خود را به  بالا می کشند.آنها تواناییهای خود را قدم به قدم توسعه

می دهند.در این روند، آنها خود را به شدت از دیگران بالاتر می کشند.

اگر می خواهید در تجارت خود سود کنید و بیش از حد معمول
 
درآمد کسب کنید ، باید اهداف عالی برای خود در نظر بگیرید
 
 و از خط پایان عبور کنید. بسیاری از مردم تصور می کنند قهرمانان افرادی هستند که با
 
استعدادهای ویژه خلق شده اند.آنها فکرمی کنند قهرمانان نیاز به توسعه دادن  خود ندارند و هیچ
 
فداکاری برای رسیدن به هدف نمی خواهند.درحقیقت ، قهرمانان برای رسیدن به اوج ،
 
ساعتها ، روزها ، هفته ها و ماه ها تلاش می کنند و حتی       مدتی پس از به اوج رسیدن نیز ، از
 
 استادان خود درس میگیرند.    آنچه را که شروع کرده اید به پایان برسانید و از نقطه شروع این
 
را بدانید که راه ممکن است نا هموار باشد.انتظار وجود شکست و نا امیدی در راهتان را داشته
 
باشید.اما این را نیز بدانید که می توانید به اهدافتان برسید.شکست راهی است به سوی
 
پیروزی.نیازی نیست برای شروع تجربه داشته باشید ، اما برای تجربه اندوزی باید شروع به
 
 کار کنید.اغلب مردم از راه موفقیتشان جدا می شوند.سویی چیرو هوندا ، موسس کارخانه
 
موتور سازی هوندا ، می کوید : " 99 % شکست ، موفقیت است.
"
   اکثر تجربیات کسب شده در راه رسیدن به هدفتان ، هدف اصلی شما نیستند ؛ بلکه راه رسیدن
 
 به هدف را برای شما هموار می سازند.هدف خود را تعیین کنید و انجام فعالیتهای لازم برای
 
رسیدن به هدف را به عنوان جایزه خود فرض کنید.آب درست در لحظه ای که روی شمع قرار
 
می گیرد ، جوش نمی آید.
 
در بازاریابی شبکه ای ، جایزه های خوب و ارقام بالا نصیب افرادی می شوند که به اندازه کافی
 
 در این راه ثابت قدم باشند.
 
جیمز آلن می گوید : " آن کسی موفق می شود که جانفشانی بیشتری نماید.
"
  بنای تجارت ، مسابقه ای طولانی است.اگر در رودخانه ای باشید ، برای نجات خود نمی توانید
 
 تنها یک دقیقه شنا کنید و بعد متوقف شوید ، بلکه باید آنقدر شنا کنید تا به ساحل برسید.اگر
 
آموزش کارشناسانه بخشی از دیدگاهتان است ، هر چه سریعتر آن را به دست آورید.
 
زمانیکه در حال بنای تجارت خود هستید ، از خود بپرسید : " چرا من تجارتی بنا می کنم ؟
 
 " اگر پاسختان به این پرسش خدمت به دیگران ، نجات خود از چنگال فقر ، نمونه شهامت
 
و اخلاص برای فرزندانتان ، صرف وقت بیشتر در کنار خانواده تان ، رسیدن به استقلال
 
مالی و یا بالا بردن سطح زندگی است ، در آن صورت در وضعیت خوبی به سر می برید.
 
در واقع ، جوابتان مهم نیست چه باشد ، بلکه اگر می خواهید پیروز شوید باید به پا خیزید
 
 و از خط پایان عبور کنید.در این صورت به آنچه خواسته اید می رسید.
+ نوشته شده توسط ع-د در یکشنبه دهم دی 1385 و ساعت 22:16 |

فان امروز جمعه از قول اف اف تیم

                                                            کلیک کنید

+ نوشته شده توسط ع-د در جمعه هشتم دی 1385 و ساعت 22:46 |

اگر بدانید که چه تغییرات مهمی در پلان درآمدزایی وست ویژن به همت

 والای جناب مهندس بابایی ایجاد شده خواب شب از چشمانتان گرفته

 خواهد شد چرا که دسترسی به اهدافمان خیلی سریعتراتفاق خواهد

 افتاد آفرین به وست ویژن و وست ویژنی ها که همت والا و استواریشان

 را پاداش میگیرند

+ نوشته شده توسط ع-د در چهارشنبه ششم دی 1385 و ساعت 23:17 |
این کار{نتورک}یک کار جمعی وگروهی است که فقط وفقط با حفظ احترام اعضا نسبت به هم واعتماد به همدیگر انجام می شود .نفع شخصی اعضاء در گروی منافع مشترک  گروه است پس وحدت وبرابری باید حفظ شود .یکی از رموز موفقیت در این کار جدی گرفتن این تجارت است ونه سخت گرفتن آن.کسی که با انگیزه رسیدن به آرزوها واهداف خود فعالیت می کند باید این تجارت را در الویت برنامه روزانه خود قرار دهد !
آموزش دیدن وآموزش دادن اساسی ترین و مهمترین قسمت این کار است .پس موفق کسی است که برای افرادی که بعد از او یا بواسطه او وارد سیستم میشوند یک لیدر باشد .امامنظور از لیدر رئیس یا رهبر یک مجموعه نیست بلکه مفهوم راهنما و راهبررا دارد.یک لیدر قبل از اینکه به آموزش متمرکز شود لازم است حس اعتماد واحترام را در میان زیر مجموعه های خود برانگیزد یا حفظ کندتا یک جو دوستانه در مجموعه برقرار شود که اعضای آن نسبت به هم متعهد باشند واعتماد واحترام متقابل در آنها حفظ شود .بهتر این است که هر عضو قبل از اینکه به آموزش زیر مجموعه اش متمرکز شود به کامل کردن آموزش خودش اولویت بیشتری دهد و قبل از اینکه به سودخودش بیاندیشد در ذهنش به سود رسیدن زیر مجموعه اش را اولویت دهد!!!
وحدت یک مجموعه با رعایت موارد بالا باعث رشد آن مجموعه می شود .
هیچ یک از ما به تنهایی در این تجارت موفق نخواهیم شد ولی رشد شخصیت فردی ما میتواند ما را در این کار گروهی به اهدافمان برساند .
صبر.انعطافپذیری.تواضع.فروتنی.امیدواری.بخشش.صداقت.تعهد.جدیت.هدفمندی. اعتمادودرک واحترام متقابل از جمله مواردی هستند که کار کردن روی آنها وپرورششان در درون خودومجموعه ما میتواند مجموعه را به موفقیت برساند و خوب طبیعتامتجلی شدن  این فضایل از جمله دستاوردهای غیر مادی این کار هم می تواند باشدکه به ما می گوید: این تجارت میتواند قبل از رشد مادی موجب رشد شخصیتی ما نیز بشود وما میتوانیم در کنار اهداف مادی و شخصی خود در اجتماع انسانی محبوب .قابل اعتمادوخدمتگذار همنوعان  خود باشیم
+ نوشته شده توسط ع-د در چهارشنبه ششم دی 1385 و ساعت 10:8 |

با سلام خدمت دوستان عزیزی که تمایل دارند بدانند که در دبی چه گذشت ؟

 

ما ساعت 9صبح بود که به آنجا رسیدیم و اتومبیلی که منتظر ما بود ما را به هتلی که قبلا برایمان

 

 رزرو شده بود برد پس از 1 ساعت استراحت به طرف جلسه ای که برای ما ترتیب داده شده بود

 

 حرکت کردیم مکان جلسه در کوروم پلازا واقع شده بود موضوع جلسه : آموزش لیدر ها با اصول

 

 مذاکره موثر و یا مهندسی مذاکره بود که به مدت 4 ساعت بطول انجامید سپس برای سرو غذا به

 

 هتل مراجعه کردیم ومجددا ساعت 6 بعد ازظهر جلسه ادامه یافت تا 9 شب .

 

از روزهای بعد هم به همین منوال وخلال این جلسات 2 جلسه هم جناب مهندس بابایی راجع به

 

 استراتژِی های شرکت و معرفی کامل پلان بای سولار و فرهنگی پرداختند.

 

در آموزش مهندسی مذاکره متوجه شدیم که چگونه میتوان از ضعفهایمان نقاط قوت بسازیم واین را

 

 به مجموعه انتقال دهیم تا همه بتوانند درشغل خود حرفه ای عمل کنند که حتما انتقال این درس را در

 

 هفته آینده برای سرلیدرها خواهیم گذاشت .

 

و اما بای سولار که واقعا شاهکار نتورک مارکتینک و ابتکار جناب مهندس بابایی میباشد چیست ؟

 

اول از پلان فرهنگی شروع میکنم این پلان شامل 4 سطح آموزش میباشد :

 

1- مقدماتی 2- متوسطه 3- پیشرفته 4- فوق پیشرفته

 

دوره مقدماتی شامل :تجارت – تجارت الکترونیک – انواع تجارت الکترونیک – مزایا – معایب –

 

 تاریخچه بازاریابی شبکه ای – قوانین موجود در بازار – انواع بازاریابی  

 

برای فعال سازی این پلان شخص میتواند از طریق لیدر خود اقدام به خرید (ای کارد) نماید و

 

 جایگاه خود را فعال سازد و دوره فوق را که حدود 45 روز میباشد پشت سر بگذارد و مدرک

 

 هارد فاور خود را دریافت نماید .و اگر زیر مجموعه ایشان هم اقدام به خرید یا فعال سازی جایگاه

 

 خود نمایند ایشان بابت هر 3 و 3 امتیاز ورودی مبلغ سیصد ریال پاداش دریافت مینماید با این

 

 طرح علاوه بر اینکه کشش پاداش شما را بجلو میکشاند باعث میشود

 

شما بتوانید سطح شعور و فهم این تجارت را در افراد بالا ببرید که آنان پس از ورود بدانند

 

 که این صنعت چیست تا بتوانند از آن دفاع کنند شائبه ای که وجود دارد اینست که تجارت

 

 الکترونیک ربطی به نتورک مارکتینگ ندارد ولی با پشت سر گذاشتن حداقل دوره آموزش

 

 مقدماتی شخص در خواهد یافت که در چه تجارت و جایگاهی قرار دارد علاوه بر آن از بار

 

 آموزشی لیدرها کاسته خواهد شد و بصورت علمی این تجارت گسترش خواهد یافت.

 

و اما پلان سولار و ترکیب آن با باینر چگونه خواهد بود ؟

 

شخص میتواند با خرید از کالاهای سولار که محصولات اولیه آن شامل پارچه کت شلواری

 

 به قیمت 620000 ریال  و فرهنگی که همان آموزش دوره مقدماتی میباشد به مبلغ500.000 ریال

 

 و آموزش کامپیوتر و آموزش زبان که اینها هم 500.000 ریال میباشد جایگاه بزند و بصورت

 

 خورشیدی بینهایت فروش انجام دهد و از لول اول خود 14% و از لول دوم خود 8% و ازلول

 

 سوم 6% و از لول چهارم5% وپنجم 4%و ششم 3% و هفتم 2% وهشتم 1% سود دریافت نماید

 

 و حال اگر کسی بخواهد زیر سولار خود باینر خرید نماید هم میتواند و علاوه بر اینکه درصد

 

 سولار خود را دریافت مینماید از مزایای باینر هم برخوردار میشود .

 

حال متوجه شدید که یک شخص میتواند چندین بار از جایگاه خودش کسب درآمد نماید ؟

 

1 – فعال کردن بخش مقدماتی فرهنگی  با تهیه ای کارد به مبلغ 500.000 ریال ازلیدر خود

 

 و سود گرفتن ازبابت فروش آموزش مقدماتی فرهنگی  به افراد مجموعه خود.

 

2 – پس از گرفتن مدرک مقدماتی فعال کردن بخش متوسطه فرهنگی آن هم به مبلغ 500.000 ریال

 

 با تهیه ای کارد از لیدر و فروش آن به افراد مجموعه خود.

 

3 – پس از گرفتن مدرک متوسطه فعال کردن بخش پیشرفته فرهنگی و آن هم به مبلغ 500.000 ریال

 

 با تهیه ایکارد از لیدر و فروش آن به افراد مجموعه خود .

 

4 – پس از گرفتن مدرک پیشرفته فعال کردن بخش فوق پیشرفته فرهنگی و آن هم به مبلغ 500.000 ریال

 

 با تهیه ایکارد از لیدر و فروش آن به افراد مجموعه خود .

 

5 – گرفتن سود از بابت سولار از 1% تا  14% ولو اینکه در مجموعه سولار شما باینر هم

 

 خریداری شده باشد

 

6 – گرفتن سود از بابت تعادل باینر هر 3و 3 امتیاز 300.000 ریال که شامل فرهنگی و باینر میباشد .

 

7 – گرفتن سود از بابت تعادل 6و6 امتیاز بابت سولار..

 

از کسانی که از گرفتن این همه سود مغزشان بهم ریخته و احتیاج به مطرح کردن سوالاتشان دارند

 

  تقاضا داریم با بخش نظرات این وبلاگ ارتباط برقرار کنند و در مجموع جوابهای ما را در وبلاگ

 

 خواهند خواند.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه پنجم دی 1385 و ساعت 15:44 |
با سلام خدمت دوستان عزیز

ما از سفر برگشتیم و با دستی پر

انشاالله خبرهای این سفر را بزودی در وبلاگ خواهم گذاشت

+ نوشته شده توسط ع-د در دوشنبه چهارم دی 1385 و ساعت 13:34 |