تبليغاتX
TEAM - KAVIAN
+ نوشته شده توسط ع-د در یکشنبه دوم فروردین 1388 و ساعت 7:33 |

پنج صفت مداد

پسرک از پدربزرگ پرسید: پدربزرگ در باره چه می نویسی؟
پدربزرگ پاسخ داد: درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم! می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید:
- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام.
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دست بیاوری برای تمام عمر به آرامش می رسی؛
صفت اول: می توانی کارهای بزرگ انجام دهی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. این دست، خداست که همیشه تو را در مسیر اراده اش حرکت می دهد.
صفت دوم: باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود و اثری که از خود به جای می گذارد ظریف تر و باریک تر. پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی که باعث می شود انسان بهتری شوی.
صفت سوم: مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست. در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، تصحیح خطا مهم است.
صفت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سر انجام پنجمین صفت مداد: همیشه اثری از خود به جای می گذارد. هر کار در زندگی ات می کنی، ردی به جای می گذارد. پس سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی وبدانی چه می کنی.

+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 12:24 |

خلاصه ی کتاب: فروش موفق... succesfull sale

مقدمه

فروش اثر بخش باعملکرد مطلوب برای موفقیت هر نوع کسب و کار بسیار حائز اهمیت است. میزان موفقیت شما در کسب بهترین نتایج به عنوان فروشنده ای که در ارتباظ مستقیم با مشتری است یا به عنوان مدیر گروه فروش براساس دو معیار تعیین می شود :

اول دانش و اطلاعات شما در مورد محصولتان و دوم درک شما از مشتری ها و مهارت های ارتباطی شما و داشتن صبرو حوصله برای به انجام رساندن یک فروش موفق.

کتاب «فروش موفق» به کلیه جنبه های فروش می پردازد و توصیه های لازم برای اتخاذ رویکرد فکری صحیح سازماندهی خود درک نیازهای مشتریان و توسعه مهارت های ضروری مانند معرفی محصول و مذاکره کردن را در اختیار شما قرار می دهد.

بقیه در ادامه مطلب

کتاب حاضر حاوی توصیه های ارزشمندی در مورد نحوه اداره کردن یک گروه فروش است. علاوه بر این در قسمت های مختلف کتاب 101 نکته کلیدی کوتاه وجود دارد که اطلاعات مهم دیگری را در اختیار شما قرار می دهد.

 

فهرست

آماده شدن برای فروش

رفتار با مشتری

موفقیت در فروش

نحوه اداره کردن گروهای فروش

 

آماده شدن برای فروش

پیش به سوی موفقیت

کسب اعتماد به نفس

ممارست و خودآموزی

سازمان دهی

بکار گیری تجهیزات الکترونیکی

 

پیش به سوی موفقیت

فروشی واقعا موفقیت آمیز است که در آن هر دو طرف سود ببرند. فروشندگان قابل در معاملات به مشتریان خود نفع می رسانند و فروشندگان ناقابل با مشتریان خود بد معامله می کنند. مشتریانی که از خرید خود احساس رضایت کنند بار دیگر نیز برای خرید مراجعه خواهند کرد.

 

برد دو جانبه در فروش

برای فروشندگان برد فقط در فروش نیست بلکه یک فروش واقعا موفقیت آمیز شامل موارد زیر است :

  1. جلب رضایت مشتری
  2. کسب سود خوب برای شرکت

میزان رضایت طرفین از معامله بستگی به قیمت پیشنهاد شده و بهای پرداخت شده دارد.

معمولا میزان عملکرد فروشندگان فقط از روی حجم فروش آنها محاسبه می شود که این روش محاسبه بسیار آسان است  ولی می تواند تصویر بسیار اشتباهی از فروش نیز ارائه دهد. به عنوان مثال یک فروشنده ممکن است در قبال فروش کالا تخفیف یا شرایطی را پیشنهاد دهد که نهایت معامله را پر ضرر کند

 بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 12:15 |

هر روز شاهد محصولات جدید در سایت کاویان هستیم.

هیچ کجای دنیا تجارتی وجود ندارد که بشود فقط در آن سود کرد معمولا یکسره دیگر سود ،زیانه

ولی این فرصت در کاویان بوجود آمده که همگی تنها سود ببرند هیچکس ضرر نمیکند و در آن میتوان

به درآمدهای میلیارد تومانی دست پیدا کرد .     http://kavianltd.com

در صورت کسب اطلاعات بیشتر نظر و شماره تماس خود را بگذارید.

+ نوشته شده توسط ع-د در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 و ساعت 14:0 |

همانند سایر اصناف مردم، عبادت‏کنندگان نیز با هم‏دیگر فرق می‏کنند. امام حسین علیه‏السلام در روایتی اقسام عبادت کنندگان را به سه گروه تقسیم می‏کنند و می‏فرمایند: «گروهی از مردم به امید پاداش و رسیدن به نعمت‏های بیشتر، از جمله وارد شدن به بهشت، خدا را عبادت می‏کنند. این از نوع عبادت سوداگران است. گروهی دیگر از ترس عذاب الهی به بندگی و عبادت مشغول می‏شوند. این، عبادتِ بردگان است. اما گروهی به جهت شکرگزاری و قدردانی از نعمت‏های الهی و تسلیم در برابر عظمت خداوند او را عبادت می‏کنند. این، عبادتِ آزادگان است و بهترین نوعِ عبادات همین نوع بندگی و عبادت است».

+ نوشته شده توسط ع-د در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 17:36 |

تقدیم به تمامی بازاریابان شبکه ای

نژادی از مبارزان راه آزادی که رزمگاهشان جایی نیست جز اقتصاد شبکه ای

 قرن بیست و یکم.

 

زمانه تغییر کرده است. دوره ی مشاغل ثابت و مادام العمر سپری شده است. هر روز

 شاهد اخراج بسیاری از کارگران و کارمندان هستیم .سوالی که امروز فکر جوانان ما را

 به خود مشغول کرده این است که : آیا دیگر می توان به چتر حمایتی دولت ها اعتماد

کرد در حالی که آن ها خود در هزار توی هزاره جدید گم شده اند؟ طرح این سوال کاملاً

طبیعی است . ما دیگر نمی توانیم به سیاق پدرانمان زندگی کنیم. آن ها بازماندگان

دوران صنعتی هستند و ما فرزندان عصر اطلاعات .

+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه سوم دی 1387 و ساعت 7:56 |
سلام دوستان

میبینم که دوستان به این وبلاگ مراجعه میکنند و هیچ نظری هم نمیگذارند و کنجکاوانه

میخوان بدونن توی کاویان چی میگذره . درست نمیگم ؟ اگر دوست دارین بدونید نظر بذارید

 تا براتون بگم.

+ نوشته شده توسط ع-د در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت 23:19 |
دوستانی که در قسمت نظرات درخواست جوابیه برای وبلاگ مسترز تیم را نموده بودند

بعرضشان میرسانم که صاحب این وبلاگ یک جوان پر شور و خوش ذوق میباشد که و 

بنده خدمت ایشان ارادت دارم و میدانم که در چه شرایطی بسر میبرند و به پاس دوستی

که با ایشان دارم به خود اجازه نمیدهم جواب توهین ها و تهمتهای ایشان را بدهم .

امیدوارم مرور زمان ایشان را از شرایطی که در آن بسر میبرند خارج نماید. 

+ نوشته شده توسط ع-د در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 و ساعت 16:38 |

توسط:وست بابل
سلام اگر من جای مدیر عامل وست بودم:کاری میکردم لیدرهای وست کار را کنار نزارن.آفرهای لیدرهارو میدادم.برای دفتر نمایندگی در بابل با انها همکاری میکردم.وعدههای الکی نمیدادم.کاری میکردم مردم اعتماد داشته باشن.جایگاههای بلاکی را باز می کردم. شما فکر میکنید چرا مجموعهای بابل کار نمی کنند؟چرا؟چرا؟شما جای من بودید چه کار میکردید ؟ایا به تنهایی کار میکردیدو موفق میشدید؟چرا دیگه مجموعه بابل کار نمیکنند؟چرا دیگه اعتماد ندارن؟فکر میکنید میشه دوباره کار کرد؟میشه لیدرا را زنده کرد؟دوباره شور و هیجان در مردم بابل بوجود بیاد؟چگونه؟چگونه؟...
 وب سایت   [ نظر خصوصی ]

 

جواب مدیر وبلاگ:

سلام دوست عزیز باید پذیرفت که موهبتتان عوض شده و به شکلی دیگر در آمده تکرار حرکت های

گذشته چیزی بوجود نمیاورد جز همان نتایجی که در گذشته بدست میامد. خدا را شکرکه این تجربه 

باعث شد تا رشد پیدا کنیم و بدانیم که نتورک چیست و دسیسه هرمی را بشناسیم و دیگر وارد 

بازی های برنده ، بازنده نشویم بچه هایی که نتورک کار کردند خوب میدانند که ما نیامده بودیم برای 

درآوردن خرج روزمره زندگیمان بلکه آمده بودیم تا زندگیمان را متحول سازیم ولی بعلت عدم آگاهی

وارد دسیسه هرمی شده بودیم  ولی قبول کنید که مشگل، این صنعت نیست مشگل کسانی

هستند که از این صنعت سوء استفاده کردند و برای رسیدن به منافع شخصی از من و شما وسیله

ساختند و از عدم آگاهی ما سوء استفاده کردند و ما را پلهء موفقیت خود قرار دادند ولی این را بدانید

کسانی که این سبک کسب کار را دوست دارند و میخواهند از سیستم اهرم برای کسب در آمد و

رسیدن به ثروت استفاده کنند(اهرم یعنی بجای اینکه از صد درصد توان خود برای انجام کار استفاده

 کنید از یک درصد توان صد نفر این بهره را ببرید ) بستر مناسب و آماده است و این بستر را ما به

همراه لیدرهای رنج کشیده ایران در شرکت مهر کاویان پارس فراهم نموده ایم تا مردم یکبار و برای

همیشه لذت کار کردن در یک سیستم کاملا سالم را بچشند و از مواهب آن بهره مند گردند .

اگر خواهان کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه هستید با ما مکاتبه کنید و شماره تماس بگذارید

تا شما را راهنمایی کنیم.                        شاد و پیروز باشید.

کاویان آینده خرید ایرانیان           خرید از کاویان به نفع شماست

http://kavianltd.com

+ نوشته شده توسط ع-د در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 و ساعت 20:16 |

با نام و یاد خدای مهربان

همه ما در زندگی این احساس را داشته ایم که چیزی از دست داده ایم

و آن چیز یا حادثه عذابمان میدهد....چه بارها از مردم شنیده ایم که مشکلاتم

از وقتی شروع شد که همسرم را از دست دادم،سلامتم را از دست دادم،

کارم را از دست دادم و غیره...و این باعث میشود افراد به مشگلاتشان بچسبند

و سالها بیهوده بار آن را به دوش کشند باید دریابیم که لحظه اقتدار در زمان

حال است گذشته هر چه بوده گذشته و رهایش کنید و نکوشید خاک اره را

 اره کنید..!  به شادمانی لحظه بچسبید اگر ذهن هوشیار و نیمه هوشیار

 سرشار از اعتقاد به فقدان از دست دادن و خسارت باشد تنها فایده اش مشگلات

بی وقفه و پی در پی در زندگی خواهد بود اگر این اعتقاد با شما بماند خودش

را در تجربه های کوچک و بزرگ زندگی عیان میسازد،از دست دادن یعنی تخریب

و نابودی طبیعی است اگر ذهن انسان به تخریب و نابودی بیاندیشد خرابی

افزون تر ببار میاورد اگر به از دست دادن بیاندیشید سلامت ،اشیاء، آرامش ،

 رضایت و خوشبختی تان را هم از دست میدهید اگر مدتهاست با مشگلاتی

 دست و پنجه نرم میکنید که دعاهایتان اجابت نمیشود بدانید  که در گوشه ای

از ذهنتان به آنها چسبیده اید مادامیکه به اندیشه از دست دادن بچسبید

به مشگلات خود نیز چسبیده اید در ذهن الهی فقدان وخسارت و از دست دادن

وجود ندارد اگر چنین بنظر میرسد که موهبتتان را از دست داده اید، به این

علت است که موهبتتان تغییر شکل داده است .بخاطر داشته باشید در هیچ

مرحله از طبیعت از دست دادن وجود ندارد . عناصر طبیعت فقط تغییر میکنند

و به شکل دیگری به سراغ ما میآیند هر گاه چنین بنظر رسید که موهبت شما

 را ترک کرده رهایش کنید و بدانید که دیگر بدردتان نمیخورد هر چه که بوده از

لحاظ معنوی آن را پشت سر گذاشته اید پس مراقب تجلی موهبتهای تازه

باشید که هر لحظه ممکن است از راه برسند اگر گلی از شاخه چیده شود

هرگز نخواهید گفت دیگر گلی نخواهد رویید میدانید که گلها هر روز خواهند رویید

و جهان همیشه پر گل خواهد بود زیرا ریشه ها که کنده نشده اند واژه 

بازگشت یعنی دگر باره زیبا شدن و زیبا ساختن، هر گاه که نسبت به از دست 

دادن و فقدان گرایشی درست داشته باشید زندگیتان دگر باره زیبا خواهد شد

 به این منظور مدام تکرار کنید :در ذهن جان جانان فقدان،خسارت و از دست

 دادن وجود ندارد. نمیتوانم موهبتم را از دست بدهم موهبتم را از دست نداده ام.

اگر چه ممکن است از نظر معنوی نیاز به آن را پشت سر گذاشته باشم .موهبتم

تنها شکل خود را عوض کرده و میدانم به شکلی دیگر به سراغم خواهد آمد .

اکنون به موهبت تازه ام خوشامد میگویم موهبت تازه ام از راه حکیمانه و

خردمندانهء خدا به عالیترین و کاملترین شکل به نزدم میآید تا عظیم ترین

 شادمانیها را برایم به ارمغان بیاورد . موهبتم اکنون به شیوه ای الهی باز میگردد .

زندگی ام دیگر بار زیبا میشود زندگی ام روز به روز شیرینترو دلپذیر تر از گذشته

میشود اندیشیدن به توفیق اعتقاد به از دست دادن را پاک میکند اعتقاد به از

دست دادن عواقبی خطرناک دارد برای رها کردن به زمان حال بیاندیشید . 

  

+ نوشته شده توسط ع-د در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت 2:42 |

دوستان توجه شما را به مصاحبه ای که با وبلاگ

پایگاه اطلاع رسانی مدیران توسعه سازمان فروش ارجاعی شرکت مهر کاویان پارس

انجام شده است جلب مینمایم

لینک مصاحبه

+ نوشته شده توسط ع-د در جمعه هفتم تیر 1387 و ساعت 14:29 |

دوستان خبر های خوبی برایتان دارم و بزودی اعلام میکنم

 منتظر باشید

+ نوشته شده توسط ع-د در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت 1:20 |

گاهی برای رسیدن باید ایستاد

+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:13 |

کسانی که بیش از ۲ ماه است از جی بانک کالا خرید کرده اند

و کالایشان بدستشان نرسیده است شماره فاکتور و نام کالای خریداری شده

 خود را به ایمیل ذیل ارسال نمایند تا توسط شرکت پیگیری و نتیجه را برایشان

 اعلام کنیم. و کسانی هم که سفارش خرید کالا با ایکارت دارند با ذکر نام و

 نام خانوادگی به ایمیل فوق سفارش دهند و شماره تماس خود راهم اعلام نمایند.

irdal13750001@yahoo.com

 کالاهای موجود :

 ۱ فرش قوچان         ۱۵۰۰۰۰۰ریال

۲- ساعتهای زنانه و مردانه وست ویژن         ۱۰۵۰۰۰۰ ریال

۳- غزال         ۹۷۰۰۰۰ ریال

۴- کارت اینترنت تهران           ۶۹۰۰۰۰ ریال

۵- پک آموزش زبان       ۵۵۰۰۰۰ ریال

+ نوشته شده توسط ع-د در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:20 |

اگر من جای مدیر عامل شرکت وست ویژن بودم

 

شاید البته شاید، همین کاری را میکردم که امروز از ایشان شاهد هستیم .

خوب توجه کنید وست زمانی آغاز بکار کرد که تب نتورک که از کوئست 

 آغاز شده بود و ایران را فرا گرفته بود یک شکل جدید از درآمد که زیاد هم بود و

 خیلیها که به امید پولدار شدن یک شبه و با امید ها و آرزوهای دیرینه خود مجالی

 رایافته بودند تا بتوانند به آرزوهای مادی خود جامه عمل بپوشانند راجذب کرده بود

 و دراین بین بحث دولت بر سر مخالفت با این پدیده بود به چند دلیل عمده که دلیل این

مخالفت را میتوان به 4 جنبه تقسیم کرد :

1- عدم پرداخت مالیات اینگونه شرکتها به دولت چون تابع

هیچ نظم و قانونی نبودند و یک شکل جدید از تجارت بحساب میامد و برآورد محاسبات

برای اینگونه شرکتها برای دولت مقدور نبود و در ضمن این شرکتها خارجی بودند و

 جایگاهی در ایران نداشتند تا بتوان از آنهامالیات دریافت کرد و در نتیجه شرکتی وجود

نداشت مشتری هم که صاحب درآمد بود خود را فقط مشتری میدانست  و میزان در آمدش

 نامشخص پس حال سهم دولت چه بود ؟

 2- ورود کالای قاچاق به واسطه خرید غیر قانونی

  3- خروج بی ضابته ارز از کشور بدون کنترل دولت 

 4- گردانندگان خارجی که تابع هیچ کدام از معیارهای اخلاقی و اسلامی نظام ما نبودند .

  البته برای دولت گزینه 4 از اهمییت بیشتری برخوردار بود چون ممکن بود با رشد

میکروبی که در نتورک وجود داشت این شرکت بتواند در روند سیاسی کشور تاثیر گذار

 باشد  حالا من نمیخواهم وارد این مبحث شوم فقط این را میخواهم بگویم که در این میان

 جناب بابایی با فکری نو و ایده ای که در ذهن کمتر کسی جای گرفته بود شاید خیلی ها

 به این ایده یعنی تاسیس یک شرکت ایرانی که بتواند جایگزینی برای این خلا بوجود آمده 

باشد افتاده بودند ولی اینکه دست به عمل بزنند برای کسی مقدور نبود و هیچکس خود را

 در این حد و اندازه نمیدید که بتواند با شرکتی بزرگ رقابت کند ولیکن این شهامت در آن

 زمان در ایشان وجود داشت و باعث شد تا عده زیادی از آدمهای کوتوله البته همه را

نمیگویم عده زیادی که تعدادشان کم هم نبود وبعضی از آنها در طول کار از کوتوله گی

 در آمدند و بزرگ شدند ولی اکثر کوتوله ماندند و شاید من هم جزو همان عده بودم را

جذب شرکت خود نماید. بد نیست در اینجا قسمتی از تفکرات آدمهای کوتوله را بیان کنم .

آدمهای کوتوله اینگونه اند: بیشتر میخوابند چون رویاهای خود را بیشتر دوست دارند در

خواب ببینند همیشه پیرو هستند دوست دارند از آنها کاری خواسته شود، تا انجام دهند

 هیچوقت خود را به زحمت نمی اندازند تا برای خواسته های خود فکر کنند و خود دست

 به عمل بزنند و بیشتر حرف میزنند و عملی در کارشان نیست آنها از حل مسائل پیچیده

 بشدت فراری هستند و کارهای ساده را بیشتر ترجح میدهند. خصوصا کارهای فیزیکی.

 و قدرت انجام کارهای بزرگ را در خود نمیبینند بیشتر به به و چه چه گو هستند و مانند

 بز اخوش دیگران را تحسین میکنند شهامت ابراز احساسات خود را ندارند آنها حقوق سر

 برج را خیلی دوست دارند همیشه به کسانی که کارهای بزرگ انجام میدهند قبته میخورند

 و بیشتر حسودند آنها حریم های امن را ترجیح میدهند و تغییر پذیری برایشان خیلی مشگل

 است همیشه تاثیر پذیرند و کم میتوان تاثیر گذاری را در آنها مشاهده کرد. کار کردن برای

 خودشان مشگل است ولی اگر برای دیگران باشد، میپذیرند مثلا اگر قرار باشد برای

 شرکت یا موسسه ای با حقوق نا کافی کار کنند یا برای خودشان کسب و کاری راه بیاندازند

 بیشتر ترجیح میدهند که برای آن موسسه کار کنند تماشای برنامه های تلویزیون را خیلی

 دوست دارند کسی را بیشتر تایید میکنند که افکار نزدیک به خودشان داشته باشد همیشه از

 نظرمادی جزو افراد بی بضاعت جامعه بشمار میروند رویا پردازی را خیلی دوست دارند 

  زود  جوگیر میشوند و از عادتهای خود دیر دست برمیدارند و یا اصلا دست برنمیدارند

 همیشه از دیگران متوقع هستند همیشه از اوضاع ناراضی هستند و همیشه حق را بخود

میدهند و دیگران را مقصر میداند و تقصیرها را گردن دیگران میاندازند بسیار توجیه کننده

 اشتباهاتشان هستند وخود را در نقاب مظلوم بودن فرو میبرند  انها دوست دارند نقش آدمهای

 بزرگ را بازی کنند آنها هیچگاه اشتباهات خود را گردن نمیگیرند و عذر خواهی برایشان

 مشگل است جاذبه های اینرسی در این افراد زیاد است این جاذبه باعث میشود تا آدمها از

 تغییرات سخت بترسند و از جابجایی وحشت داشته باشند هر چند این تغییر و جابجایی

 بنفعشان باشد باز نمیپذیرند کارها یشان اکثرا بی برنامه انجام میشود.چون برنامه ریزی

 در کارهایشان وجود ندارد. در این افراد آینده نگری وجود ندارد و بقولی میگویند (چو فردا

 شود فکر فردا کنیم)  ثروتشان درآمد روزانه شان میباشد. مدرک گرا هستند همیشه دوست

 دارند دنیا بر وفق مرادشان باشد ناکامی برایشان خیلی درد آور است و از شکست خوردن

 همیشه در هراسند معادله هایشان در بازی زندگی همیشه بر اساس برنده شدن است و

 طاقت هیچ باختی را ندارند از نصیحت شدن بیزارند و وقتی از آنها تعریف میشود بسیار

 خوشحال میشوند همیشه خود را داناترین افراد میدانند و برتری خود را نسبت به دیگران

 ابراز میکنند . ریسک پذیری پایینی دارند و یا اصلا ندارند اکثرا بی هدف زندگی میکنند

 آنها هر حرفی را که به مزاجشان خوش نیاید توهین تلقی میکنند . منافع فردی خود را

 بیشتر در نظر میگیرند همیشه منتظرند تا از جایی و کسی خبر خوشی دریافت کنند یا

 بیشتر دنبال معجزه میگردنند و منتظر میمانند تا کسی پیدا شود و کاری را انجام دهد و

  آنها دنباله روی او باشند

البته این را هم بگویم همیشه این صفات بصورت یکجا در یک شخص جمع نمیشود ولیکن

 اکثر آدمهای کوتوله دارای چنین صفاتی هستند بصورت کمابیش. یک مثال ساده بیانگر

 این موضوع میباشد که جمعیت جهان با بیش از 6 میلیارد نفر تنها 50 هزار نفر جزو

 ثروتمندان هستند بقیه برای این افراد کار میکنند و آقای بابایی هم جزو یکی از این 50

هزار نفر میباشد .به هر حال کار شروع شد که در زمان خودش کار بزرگی بود ولی

این فرد با افکار بزرگی که داشت هر روز نو آوری جدیدی را بوجود آورد او یک

 بیزینسمن بود نه صاحب یک بنگاه خیریه که تحت تاثیر احساسات قرار گیرد ولی با

 این حجم  از کوتوله ها چه باید میکرد و در ضمن با این حجم از سرمایه ای که بدست

 آورده بود و توان انجام ایده های بزرگش را پیدا کرده بود  آیا باید میایستاد و همه

سرمایه ای را که حاصل شده بود به پای کوتوله ها میگذاشت ؟ همانطور که میدانید

 کارهای بزرگ آدمهای بزرگ هم میخواهد و تصمیم گرفت از آدمهای کوتوله آدمهای

 بزرگ و همفکر بسازد با بوجود آوردن آموزشهای مختلف از جمله تجارت الکترونیک،

  زبان ،مهندسی مذاکره و آموزش سخنرانی حرفه ای. ولی ما کوتوله ها  چی؟

 همواره با اینکه میدانیم هر چیزی و هر ایده ای در زمان

 خودش ارزشمند است همچنان در این دنیای تغییر پذیر که هر روز شاهد بوجود آمدن

 موجهای نوین هستیم مثل چسب چسبیدیم به پلان سیلور این شرکت که خیلی وقته تاریخ

 مصرفش گذشته و با تزویر و ریا چنان وانمود میکنیم که هنوز بستر فعالیت باز است

چرا به ما میدان نمیدهی ای مدیر عامل زور گو ما و دیگران روزیمان بسته به این پلن است

 و اگر تو بخواهی کنار بکشی قهر خدا را برای خودت خریده ای و چنین و چنان همانطور

 که در قسمت نظرات خواندید و دیدید جنگ کوتوله ها را، که از یکطرف یکی سنگکش شده

بود و دیگری بازاریاب .

من با یک مثال ساده موضوع را باز میکنم . شخصی رفت و بستنی فروشیی را احداث کرد

 و با ترفندی عالی و در مکانی عالی و در زمانی عالی با وجود رقبا و عدم شناخت مردم از

 بستنی با کیفیت، فروش فوق العاده ای را بهم زد و در یک زمان دید اگر به همان بستنی فروشی

 در این شرایط جدید ادامه دهد جز ضرر و از دست دادن سود های گذشته چیزی نصیبش

نخواهد شد لاجرم فکری کرد و با توجه به نیاز روز جامعه و علم روز دنیا و دیگر اینکه در

 کار خودش خبره شده بود و مقاش از مهندس به دکتر تغییر پیدا کرده بود و دیگر نمیخواست

بخاطر یک مشت بستنی خور کوتوله عمر خود را بهدر دهد تصمیم گرفت بساط بستنی را

 جمع و آنجا را به یک پیتزا فروشی تبدیل کند . آیا در اینجا گناهی مرتکب شده؟ آیا باید

 مشتریهای سابق بستنی خور بریزند و شاگرد بستنی فروش را با قمه و تبر تکه تکه کنند

 که چرا دیگر بستنی نمیفروشی وحال فهمیده ایم بستنی هایی را هم که در گذشته فروخته ای

در آن آب قاطی میکرده ای ؟ البته که خوب میدانستید آب قاطی شیرش هست ولی چون

برایتان منفعت داشت خاموش بودید و حلال خور، این دیگر یعنی خود را به کوچه علی چپ

 زدن مگر زمانی که کار را با این شرکت شروع کردی ندیدی در محصولات از صنایع

 دستی خبری نیست و یا اجناس به یک پنجم قیمت واقعی میارزد و بابت 60 هزار تومانی

 که میدادی در مجموع کالایی به ارزش 6 هزار تومان و خدماتی که برای شرکت در واقع

 شاید کمتر از هزارتومان در میامد . ولی تو خرید میکردی و تازه دیگران را هم تشویق

 به خرید میکردی که البته قصدت چیز دیگری بود و این امر با چشمی بازانجام میشد و

 اگر غیر از اینصورت بود چگونه شرکت میتوانست این حجم از پورسانت را به

 بازاریابانش بدهد . ولی  حالا که نمیتوانی خود را تغییر دهی و همانطور کوتوله باقی

 مانده ای فریاد وا مصیبت هایت در آمده که اگر من جای مدیر عامل بودم چنین

میکردم و چنان!

اکنون اگر میخواهی از لاک کوتوله ماندن خود خارج شوی؟ تشکر کن از مدیری

 که بستری را فراهم آورد تا من و تو مدتی را توانستیم در کنار تفکرش کسب

 روزی کنیم وبا آموزشها و تجاربی که بدست آوردیم در کارهای بزرگتری شرکت کنیم .

انتقاد و گله گذاری شما را یک قدم به عقب خواهد راند . حال اگر توان همراهی با تفکرات

 جدید و نوآوری های جدید را دارید که همراه ایشان بمانید البته هنوز هستند که همراهی

 میکنند ولی کوتوله وار در غیر اینصورت این را تکرار میکنم که به نظر من ایشان یک

 مرد کاسبی و یا یک بیزینسمن است و گوشش بدهکارخاله بازی و احساسات دخترانه

نیست و بنگاه خیریه هم راه اندازی نکرده بیشتر از هر چیز به منافع خود و شرکتش

میاندیشد و ای کاش ما هم برای خودمان اینچنین بودیم .   

 

+ نوشته شده توسط ع-د در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:13 |

خبرجدید

 دوستانی که قصد خرید کالا دارند آماده باشند و سفارشات خودشان را بدهند

 تا کالا برایشان پست شود البته این ارسال ظرف ۲ یا ۳ روز میباشد . سوالی

 که مطرح شد این بود که آیا کالا ها افزایش هم داده میشود یا خیر و دیگر اینکه

 کالاهای جی بانک هم افزایش میابد یا خیر ؟ که قرار شد بعد از کسب تکلیف از

 جناب دکتربابایی به من اعلام شود حال هر کسی در این رابطه پرسشی دارد

 مطرح نماید تا پاسخ دهیم و اگر چنانچه قرار است از شرکت بپرسیم این را هم

 مطرح کنیم.

+ نوشته شده توسط ع-د در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 13:21 |

خلیج فارس یا خلیج عربی

+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 8:27 |

اگر شما امروز جای مدیر عامل شرکت وست ویژن بودید چه میکردید؟

 

نظرات منطقی خود را جهت خواندن دیگر دوستان در قسمت نظرات ا علام بفرمایید.

ضمنا رعایت ادب و عدم توهین و افترا الزامیست.

 در قسمت نظرات از خود من هم همین سوال شده که اگر شما بودید چه میکردید؟ بگذارید تمامی

نظرات جمع شود من هم میگویم . ولی جانب انصاف را هم رعایت کنید خصوصا کسانی که تا به

حال نان وست ویژن را میخوردید و از شوخی و کلمات زشت استفاده نکنید تا من تمامی نظرات

 را به نمایش بگذارم بعد انشاالله نتیجه گیری خواهیم کرد.

+ نوشته شده توسط ع-د در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 1:41 |

از محالاته!!!!!مگه نه؟

تا حالا شده فکر کنی اتفاق افتادن یک امری محاله ولی بر خلاف میل تو اتفاق بیافته !

میدونی چرا؟

ببینید مغز ما فقط عمل مبکند چیزهایی رو که ما به اونها فقط و فقط فکر میکنیم .مثلا مشتری

 پیدا کردن محاله دیگه نمیشه کارکرد اوضاع خوب نیست!! ولی چرا پس بقیه با همین شرایط

 که تو فقط بهشون فکر میکنی کار میکنند و موفق هم هستند.؟

هیچکس از ما حمایت نمیکنه هیچکس مشکلات مارو حل نمیکنه ما هم بکشیم کنار؟ نه!

میدونید ایراد کارمون ،همون طرز فکر ماست یعنی همون پاردایم شیفت! میتونید اسمش

 رو هر چی دوست دارید بزارید ولی کاش قبل از اینکه وارد هر کاری شوید اول از همه بجای

 سرمایه گذاری  در آن روی خودتون سرمایه گذاری کنید .چون همه انسانهای موفق اول

 روی خودشون سرمایه گذاری کردن و بعد توی هر کاری که وارد شدند موفقیت چشمگیر

 کسب کردند.مگه آنتونی رابینز کی بود یه آدم لااوبالی ،چاق و بی خاصیت ولی چرا الان

 اینطوری نیست چرا  اسمش توی تمام دنیا مطرحه ؟؟؟فقط و فقط به خاطر اینکه اول روی

 خودش سرمایه گذاری کرده و نتیجه هم گرفت.

یادتون باشه آینده اتفاق نمی افتد بلکه ساخته میشود.

+ نوشته شده توسط ع-د در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 10:45 |
+ نوشته شده توسط ع-د در جمعه دوم فروردین 1387 و ساعت 23:3 |

تلاش و کوشش شادی آفرین هستند

حشرات و حيوانات تقريباً هميشه مشغول كارند، تدارك زمستان را مي بينند، آماده بهار مي شوند، خودشان را مي شويند، آشيانه را تميز مي كنند وبه بچه هايشان غذا مي دهند. آنها كاملاً زنده و متحركند وبه نظر مي رسد كه كاملاً راضي و خشنود هم باشند.

 از حيوانات نيز مي توان درس گرفت.  درس بگيريم كه براي شاد زيستن به تلاش نياز است. وقتي غفلتي مي كنيم پيشرفتي در امور حاصل نمي شود و اين چيزي است كه هر دانشجويي در مورد ذهن خود و هر ورزشكاري در مورد بدن خود مي داند.

ما نياز به تلاش داريم زيرا طبيعت انسان آنرا طلب مي كند، زيرا تلاش ، امتياز  و اشتياق انسان براي  يادگيري ، خود آزمايي، آزمايش و تجربه است. اشتباه اغلب مردم اينجاست كه  تنها براي رسيدن به اهداف نهايي كار مي كنند و از نفس كار كردن لذت نمي برند، به همين خاطر است كه وقتي به اهداف مورد نظر خود نمي رسند دچار يأس و افسردگي  مي شوند، در صورتيكه بايد هر كاري را كه انجام مي دهيم صرفاً به خاطر انجام دادن آن لذت ببريم و آن وقت است كه رسيدن به هر نتيجه اي براي ما در حكم گرفتن جايزه است.

پس بياييد  از همين لحظه تصميم بگيريم كه  به خاطر عشق به كار كردن ، كار كنيم  و اين نيز مانند شاد بودن نياز به يك تصميم قاطع دارد. چرا كه راز  شاد زيستن انجام دادن آنچه دوست مي داريم نيست بلكه دوست داشتن آن چيزي است كه انجام مي دهيم.

هيچ چيز در دنيا نمي تواند جاي پافشاري و پشتكار را بگيرد. ذوق و استعداد هم نمي تواند، نبوغ هم نمي تواند، تحصيلات هم نمي تواند كه جهان ر از تحصيل كردگان  منزوي است. تنها پا فشاري و عزم است كه حرف آخر را مي زند.

روزي پس از اجراي برنامه از يك نوازنده بزرگ ويلن ، خانمي به نوازنده گفت:” من حاضر بودم تمام زندگيم را بدهم تا بتوانم مثل شما ويلن بزنم “. نوازنده لبخندي زد و گفت :” من هم همين كار را  كردم“. راه ديگري وجود ندارد، براي بهتر شدن  هر چيز، بايد خود ما بهتر شويم. فردا بسيار شبيه امروز خواهد بود مگر آنكه تلاش  را بر آن بيافزائيم .

اكثريت كساني كه شروع به يادگيري يك الت مو سيقي مي كنند، خيلي زود از ادامه آن مأيوس مي شوند. چند نفر را مي شناسيد  كه بتوانند كمي پيانو يا گيتار بنوازند؟ مردم معمولاً مدتي تلاش مي كنند اما چون نتايج به كندي ظاهر مي شود مأيوس مي شوند. كساني كه تصميم به پس انداز مي گيرند مأيوس مي شوند اما تمام نكته اينجاست  كه اگر ما به آنچه كه انجام مي دهيم چنگ بياندازيم  در زماني بسيار كوتاه بر اكثريت مردم پيشي خواهيم گرفت.

اديسون مي گويد:” يك درصد نبوغ است، نود و نه درصد بقيه اش به تلاش و پشتكار شما بستگي دارد. من هرگز هيچ كار ارزشمندي را تصادفي انجام نداده ام و تمامي اختراعات من با كار و تلاش خستگي نا پذير بدست آمده اند“.

ميكل آنژ يكي از بزرگترين نقاشان و مجسمه سازان تمامي اعصار گفته است:” اگر مردم مي دانستند كه مهارت من از چه تلاش هاي طاقت فرسايي بدست آمده، اين مهارت ديگر هرگز آنها را به شگفتي وا نمي داشت“.

اما مواقعي هم هست كه دست از تلاش كشيدن و پا فشاري نكردن بهترين كار است. وقتي  كشتي در حال غرق شدن است ديگر وقت بيرون پريدن است و نبايد كله شقي كرد. اگر از شغل خود بيزاريد، اگر محل زندگي خود را دوست نداريد يا در جاي ديگر مو قعيت هاي بهتري براي خود مي بينيد، بهترين راه بيرون زدن است.

+ نوشته شده توسط ع-د در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 22:35 |

ضربات كوچك و منظم ؛ درختان عظيم

 

را از پائ در مئ آورد

 

 هر كس خود را نصيحت نكند به

 

 

نصيحت ديگران محتاج است

 

 

همواره در راهئ كه مئ خواهيم برويم نبايد از موانع و دشوارئ ها ترسيد .

 

 مهم اين است كه شما كارتان را انجام دهيد ؛ توانايئ به دنبالش خواهم

 

 آمد . وقتئ تصميم به كارئ گرفته ايد يعنئ چرخهائ فكرئ و روحئ و

 

 جسمئ شما روبه جلو حركت مئ كنند ؛ پس نگران چيزئ نباشيد و به

 

 جائ نگاه كردن به پشت سر به جلو بنگريد تا مزاحم حركت چرخها نشويد .

 

 مشكل خود را بيش از اندازه بزرگ نكنيد ؛‌ پيشرفتهائ كوچك نيز مهم

 

 هستند . بايد شهامت اشتباه كردن و ناكام ماندن را داشته باشيد ؛ چرا كه

 

 اشتباه رفتن بهتر از ماندن در نقطه ائ ثابت است .

 

 برائ جلوگيرئ از احساس درماندگئ مزمن و منفئ نگرئ بايد اهداف

 

 پلكانئ و دست يافتنئ برائ خود درنظر بگيريم تا با رسيدن به هر يك از

 

 اهداف ؛ احساس رضايت ناشئ از آن انگيزه ائ برائ ادامه حركت به ما

 

 بدهد . يادتان باشد خوشبختئ هدف تمام انسانهاست ؛ اما آن هم نمئ

 

 تواند موكول به حل يك مسله باشد ؛ زيرا با حل هر مساله ائ يك مورد ديگر

 

 برائ نگرانئ وجود دارد . زندگئ مجموعه ائ از مسائل است . پس اگر مئ

 

 خواهيد خوشبخت باشيد           با تشکر از امیرحسین شعبانی

 

+ نوشته شده توسط ع-د در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت 23:15 |

چرا نتورک مارکتینگ؟

مقدمه

 

Network Marketing  مدل تجارت قرن 21 است .تنها در آمریکا هر ساله بیش از 10 میلیارد دلار کالا و خدمات از طریق این صنعت عرضه می گردد و هر روزه افراد و شرکتهای بیشتری به آن می پیوندند.

 

می پرسید چرا؟ زیرا شانس برابری به همه افراد برای کسب ثروت ، موفقیت ، استقلال و امنیت میدهد.

 

شرکتهای NetworkMarketingمحصولی را که خود تولید کرده اند می فروشند (البته گاهی ممکن است شرکتی محصولاتش را برای فروش به آنها واگذار کند). بازاریابی و فروش محصولات توسط توزیع کنندگان مستقل صورت می گیرد و در مقابل، شرکت بابت بازاریابی به افراد پاداش یا پورسانت می دهد.

شبکه توزیع کنندگان محصولات به تدریج هم از نظر قدرت و هم حجم افزایش می یابد اما این افزایش بعد از اولین عضوگیری ، فقط محدود به تلاش یک نفر نیست . البته در آغاز، تلاش و زمان زیادی برای ساختن یک گروه یا زیر مجموعه خوب لازم دارید ، که گاهی یک تا دو سال به طول می انجامد اما این مدت با آموزش صحیح بسیار کمتر می شود. این فکر که Network Marketing شما را " یک شبه ثروتمند می کند" از ذهنتان دور سازید. علاوه بر این هرگز تصور نکنید Network Marketing به معنی "کار نکردن " است چون اینطور نیست.

همه ما روزانه به نوعی Network Marketing را بکار می بریم . مثلا وقتی از غذای یک رستوران لذت برده اید و به دوستتان توصیه می کنید غذای فلان رستوران را امتحان کند . اگر دوست شما هم، آنجا را به نفر سومی معرفی کند و رستوران بابت این بازاریابی به شما و دوستتان پاداش بپردازد یک طرح Network Marketing پیاده شده است. در این حالت شما یعنی اولین معرف، یک بالاسری یا Up Line  و دو نفر دیگر، DownLine شما یا زیرمجموعه نامیده می شوند. فرض کنیم هزینه متوسط شام در یک مکان با امکانات تفریحی  50 دلار باشد . و شما این مکان را به 5 نفر معرفی کنید و آنها هم به 5  نفر دیگر . یعنی در مرحله چهارم حدود 780 نفر داریم که در مجموع 39،000 $ فروش رستوران می باشد  و اگر به شما 10% پاداش دهد حدود 3،900$ دریافت می کنید و اما اگر این افراد مجددا به رستوران بروند باز هم 10% پاداش خواهید داشت . به نظر شما این عالی نیست؟ عملکرد Network Marketing چنین است.

شرکتهایی که به روش بازاریابی شبکه ای محصولات خود را عرضه می کنند ، درآمدهای اینچنینی را بابت حذف هزینه بالای تبلیغات به افراد می دهند . این شرکتها فقط زمانی پاداش می دهند که مشتری جدید یک خرید کرده باشد. این پاداش شامل کلیه خریدهای غیر مستقیم،  یعنی آنچه توسط زیر مجموعه ها انجام می شود هم می گردد .

تاریخچه مختصری از Network Marketing             ( بقیه در ادامه مطلب)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ع-د در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 2:4 |

پيش‌نياز پيروزي‌ها

از شكست نهراسيد!

از سقوط نهراسيد!

شكست‌هاي پي‌درپي نشانه‌ي زنده بودن و پويايي شماست.

تنها در گورستان است كه هيچ‌كس شكست نمي‌خورد.

شكست، پيش‌نياز پيروزي است .

از تنه‌ي درختي كه مي‌شكند و سقوط مي‌كند، شاخه‌هاي متعددي سر برمي‌آورد و هر كدام به درختي شكوهمند بدل مي‌شوند.

بدون شك، شكست درخت، سبب رشد و موفقيت و زياد شدن آن است.

اما:

درختي كه شكست، هرگز گريه نمي‌كند، افسرده نمي‌شود و به در و ديوار لعنت نمي‌فرستد.

بلكه آرام و صبور مي‌ماند تا جوانه بزند.

و اين‌بار سبزتر، وسيع‌تر و پرثمرتر به‌ آسمان مي‌رود!

آهاي شكست‌خوردگان! بپاخيزيد.

به گمان خويشتن، اگر شكست خورده‌ايد،

مثل تنه‌ي درخت، فقط آرام و خون‌سرد باشيد تا دوباره جوانه بزنيد، سبز شويد و به آسمان برويد!

سبزتر، جوان‌تر و وسيع‌تر!

از سقوط نهراسيد.

از شكست نهراسيد!

شكست و سقوط، پيش‌نياز  سرسبزي و  آسماني شدن است!

 

+ نوشته شده توسط ع-د در جمعه دهم اسفند 1386 و ساعت 19:20 |
آيا دوست داريد يك ليدر خوب باشيد ؟
 
چگونه مي توان يك ليدر خوب بود ؟
ليدران خوب داراي خصوصيات خاصي هستند از جمله :
·         ايجاد انگيزه , هيجان و تشويق زيرمجموعه ها , به سوي موفقيت .
·         برقرار سازي رابطه مثبت و سازنده با زيرمجموعه ها .
·         ادغام كردن آموزش و رهبري در جهت آماده سازي زيرمجموعه ها .
ليدران خوب هميشه جواب تمام سوالها را ندارند , اما تيمي دارند كه با هم مي توانند به تمام جوابها برسند .
فراموش نكنيد : در فوتبال و تجارت , اين مربي است كه به تيم انگيزه مي دهد .
 يك ليدر خوب , ترتيبي ميدهد تا در طول كار هر كدام از زيرمجموعه ها كمترين ضرر و بيشترين فايده را ببرند .
آيا شما يك ليدر خوب هستيد ؟
وقتي فرد جديدي را وارد مي كنيد , دقت كنيد تا :
·        از كار خود آگاهي كامل داشته باشد .
·         انتظارات شغل خود را بداند .
·         توانايي برقراري ارتباط با زيرمجموعه هاي ديگر را داشته باشد .
·         انگيزه كار خود را درك كرده باشد .
·         نيروي خود را جهت موفقيت خود و در نهايت , موفقيت كمپاني به كار ببندد .
 
منصف باشيد . فراموش نكنيد , هنگامي كه همگان مي دوند زيرمجموعه هايي هستند كه قدمهاي كوچك برميدارند . با انگيزه , شـــــــوق و رابطه ي دلگرم كننده , به آنها كمك كنيد و مطمئن باشيد كه : تيم شما پيروز مي شود .
 
+ نوشته شده توسط ع-د در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 2:8 |